دل نوشته ها

ولنتاین؛ بهانه‌ای برای خلق، ابراز، ادامه یا به یادآوردن احساسی پرشور

بعد از این چند مدت که نمیدانم چرا حس نوشتن نداشتم، و اینکه دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های دیگری هم گاهی آدم را از این فضا کمی‌دور می‌کند؛ با نزدیک شدن ولنتاین داشتم به چیزی فکر می‌کردم. و گفتم کمی‌از آنهمه افکار و احساسی که ذهن و درونم را پر کرده‌اند، اینجا و برای شما هم بنویسم.… ادامه مطلب ولنتاین؛ بهانه‌ای برای خلق، ابراز، ادامه یا به یادآوردن احساسی پرشور

دل نوشته ها

لذتِ شگفت‌زده‌ شدن

مطلب کوتاهی به ذهنم رسید که می‌تواند به طریقی، به پست قبلی (کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم) هم ربط داشته باشد. خواستم پی نوشت آن مطلب بنویسمش، اما به نظرِ خودم آنقدر اهمیتش زیاد بود که دلم نیامد در یک پی نوشت در پایین نوشته‌ای دیگر، گم شود. می‌خواستم بگویم:… ادامه مطلب لذتِ شگفت‌زده‌ شدن

دل نوشته ها, نوشته های من

مرز بسیار باریک بین سلامتی و بیماری | یک تجربه شخصی

توی این چند روز اخیر، چیز عحیبی را تجربه کردم که می‌خواستم به عنوان آیینه عبرت! برای شما دوستان عزیز بنویسمش. 🙂 اینکه متوجه شدم، برخلاف تصور همیشگیم، مرز بین سلامتی و بیماری چقدر میتونه باریک باشه. باریک تر از اون چیزی که تصور می‌کنیم. بعد که تمرین درس کتاب غرقگی متمم رو انجام دادم… ادامه مطلب مرز بسیار باریک بین سلامتی و بیماری | یک تجربه شخصی

دل نوشته ها, نوشته های من

ما آدما، معمولاً توی یکی از این دو دسته قرار می‌گیریم

نمیدونم تا حالا دقت کردید که آدمها در سطح اجتماعی، در هر یک از زمینه‌های مختلف، معمولاً میتونن به دو دسته تقسیم بشن. اگر موافقید چند نمونه‌ش رو با هم مرور کنیم: ۱ دسته اول: آدم‌هایی که از قبل از اینکه وارد ایستگاه مترو بشن، کارت‌شون رو از کیفشون در آوردن، توی دستشون گرفتن و… ادامه مطلب ما آدما، معمولاً توی یکی از این دو دسته قرار می‌گیریم

دل نوشته ها, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

دوست‌داشتنی‌ها برای من، در ماه‌ای که گذشت

قبلا در چند قسمت، پست‌هایی به صورت هفتگی می‌نوشتم با عنوان #دوست داشتنی‌ترین‌ها برای من در هفته ای که گذشت. بنا به دلایلی، نوشتنِ هفتگیِ اونها رو متوقف کردم. و گذاشتم هر وقت که شد و احساس کردم که دوست دارم، پستی در موردشون بنویسم. یکی از اون چند دلیلی که برای خودم داشتم- البته خودم… ادامه مطلب دوست‌داشتنی‌ها برای من، در ماه‌ای که گذشت

دل نوشته ها, مطالب الهام بخش

جملات الهام بخش

امروز برای اولین بار با منظره‌ای جدید در سرزمینِ متمم عزیزمان رو‌به‌رو شدم. به محض اینکه لاگین کردم و وارد صفحه‌ی اصلی شدم، این جمله را بالای صفحه دیدم (شما هم اگر متممی‌باشید، حتماً دیده‌اید): از دیدن و خواندنش لذت بردم. و با خودم فکر کردم: شاید دلمان برای خبرنامه‌های هفتگی متمم که هر شنبه پست… ادامه مطلب جملات الهام بخش

توسعه مهارت هاي فردي, دل نوشته ها

مهارتی که هر روز بیشتر، به اهمیت آن پی می‌برم: مهارتِ ندیدن و نشنیدن

جمله ی بالا از کتاب جزء از کل – استیو تولتز – هست. که من را یاد بحث معناسازی و الگویابی – که امیدوارم با نوشته‌های محمدرضا در کتاب پیچیدگی بیشتر در موردش یاد بگیرم – هم می‌اندازد. و همچنین یاد صفر تا یکِ پیتر ثیل. از این جمله بگذریم، و حرف اصلی خودم را… ادامه مطلب مهارتی که هر روز بیشتر، به اهمیت آن پی می‌برم: مهارتِ ندیدن و نشنیدن

دانستنی های شگفت انگیز, دل نوشته ها, نوشته های من

چالشی برای بیشتر فکر کردن

پیش نوشت (موقت): اول این عبارت “معناسازی و الگویابی، تپه‌نورد نابینا و فروشنده دوره‌گرد” از کتاب پیچیدگی محمدرضای عزیز رو هم – که خوندنشون برام خیلی دوست داشتنی و آموزنده بود، درادامه ی عنوان این پست، نوشته بودم تا بگم منظورم از چالش فکری که ازش حرف میزنم چیه و در مورد چه موضوعاتیه.  اما… ادامه مطلب چالشی برای بیشتر فکر کردن

دل نوشته ها, شعر و ادب

“پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”

نمیدونم برای شما هم پیش اومده؟ گاهی در کسری از ثانیه، بخشی از یک فیلم، یا آهنگ یا ترانه یا شعری رو که قبلاً یا حتی خیلی قدیم‌ها شنیده بودیم یا خونده بودیم، یکدفعه در ذهن‌مون به یاد میاریم. برای من این موضوع، تقریباً زیاد پیش میاد: مثلاً یک صحنه از خونه‌ی قدیمی‌بچگیم، یک صحنه از… ادامه مطلب “پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”