دل نوشته ها

ما انسان‌ها، و قسمت عمیقِ دریای وجودمان

در درونم چیزی را حس کردم و با خودم فکر می‌کردم که: ما انسان‌ها هم مانند دریا، یا شاید هم اقیانوس؛ از دو بخش کلی تشکیل شده‌ایم. یک بخش سطحی داریم و یک بخش عمیق. بخش سطحی، همان بخشی از وجودِ ماست که افکار و گفتار و رفتار و احساس‌های ما برای خیلی‌ها، یا حداقل برای… ادامه مطلب ما انسان‌ها، و قسمت عمیقِ دریای وجودمان

دل نوشته ها

پیام‌رسان‌ها، و مصیبتِ خانه‌های مجازی که «در» ندارند

پیام‌رسان‌ها این روزها چه بخواهیم و چه نخواهیم، جزو لاینفک زندگی ما انسان‌ها شده‌اند، شاید برای هر کسی، به شکلی و به نوعی. اما در کنار مزیت‌ها و شگفتی‌های فراوانی که احتمالاً برای ما در پی داشته‌اند و دارند، گاه مصیبت‌هایی را نیز روانه‌ی اوقات و فضای شخصی ما می‌کنند. هدفم از مطرح کردن این… ادامه مطلب پیام‌رسان‌ها، و مصیبتِ خانه‌های مجازی که «در» ندارند

توسعه مهارت هاي فردي, دل نوشته ها

حسِ خوبِ زادروزی در ۶ مهر…

۶ مهر برای ما متممی‌ها روز قشنگیه. حتی از آخرهای شهریور، دیگه توی ذهن‌مون هست که داریم به ۶ مهر نزدیک میشیم. مثل ۲ بهمن. که روز تولد متمم هست. کار خاصی هم نمی‌خوایم بکنیم، یا از دستمون بر نمیاد که بکنیم؛ فقط همین که می‌دونیم داریم به روز تولد یکی از کسانی که توی… ادامه مطلب حسِ خوبِ زادروزی در ۶ مهر…

دل نوشته ها

از “نامه به رها” تا “کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده”

پیش نوشت: لطفاً این نوشته را به عنوان نوشته‌ای برگرفته از برداشت و احساس و سلیقه و نگرشی کاملاً شخصی بخوانید که می‌تواند با برداشت و نگرش و احساس شما خواننده‌ی محترم این مطلب، متفاوت باشد. (و امیدوارم این نوشته را تعریف و تمجید هم تلقی نکنید؛ که برای من، عین واقعیت است) اصل صحبت:… ادامه مطلب از “نامه به رها” تا “کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده”

دل نوشته ها, چه می توان کرد؟

دغدغه‌ای که روز به روز پر رنگ‌تر می‌شود | غلبه بر حس ناامیدی

این روزها هر چقدر هم که خدا را شکر کنیم که وضعیت‌مان خوب است، و بکوشیم که نکوبیم شیشه‌ی غم را به سنگ، چرا که هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ، و حیاتی‌تر از همه، سعی کنیم از خبرهای پریشان‌کننده‌ی این روزها دور باشیم، اما همین اخبار که از شرایط فعلی بر می‌خیزند، زندگی خودمان و… ادامه مطلب دغدغه‌ای که روز به روز پر رنگ‌تر می‌شود | غلبه بر حس ناامیدی

دل نوشته ها, عشق

نامه‌هایی که مثل نامه‌های عاشقانه خوب‌اند

شاید همه‌ی ما – به خصوص اگر از نسل به دنیا آمده در عصر دیجیتال نباشیم – تجربه‌ی خواندن نامه‌های عاشقانه را داشته باشیم. و تجربه‌ی چشیدن طعم عجیب و شیرینی که خواندن آن نامه‌ها – البته وقتی از طرف کسی بود که دوست داشتیم – در کام ما می‌نشاند و هنوز هم این طعم، همراه ماست.… ادامه مطلب نامه‌هایی که مثل نامه‌های عاشقانه خوب‌اند

دل نوشته ها

نکته‌ای که کمک می‌کند برای تصمیم‌ها و انتخاب‌های اشتباهِ گذشته‌مان افسوس نخوریم

نوشته ی محمدرضای عزیز: کمی‌هم درباره‌ی مسائل روز را که خواندم، یک نکته، کمی بیشتر از تمام موضوعاتی که او به زیبایی از آنها سخن گفته بود و خودم هم با تمام وجود به آن نکته باور دارم، توجهم را جلب کرد و من را به فکر فرو برد. نکته‌ای که درک و یادآوری مداوم آن… ادامه مطلب نکته‌ای که کمک می‌کند برای تصمیم‌ها و انتخاب‌های اشتباهِ گذشته‌مان افسوس نخوریم

دل نوشته ها, نوشته های من

“من از لبِ تو منتظر یه حرف تازه‌ام”، من از خودِ تو منتظر یه کار تازه‌ام

من از لبِ تو منتظر یه حرف تازه‌ام… تازگی‌ها در طول روز، گاهی در پای نوشته‌های وبلاگ‌های دیگران پیش می‌آید که آن لحظه دلم می‌خواهد بروم و چیزی بگویم یا چیزی بنویسم. اما نمی‌نویسم. یعنی نمی‌توانم بنویسم. دیگر چه شود که چیزی بنویسم. یا در وبلاگ خودم – بیش از قبل – پیش می‌آید که… ادامه مطلب “من از لبِ تو منتظر یه حرف تازه‌ام”، من از خودِ تو منتظر یه کار تازه‌ام

دل نوشته ها

از آدم‌هایِ همه‌چیز دان، خسته‌ام

از آدم‌های همه‌چیز‌ دان خسته‌ام. از آدم‌هایی که انگار باید در مورد هر چیزی – با ژستی حق به جانب – نظر بدهند. از آدم‌هایی که قدری سکوت و تفکر و تامل و احساس را همیشه قربانیِ حرافی‌ها و لفاظی‌ها می‌کنند. از آدم‌هایی که همواره گمان می‌کنند دیگران اشتباه می‌کنند و فقط آنها هستند که… ادامه مطلب از آدم‌هایِ همه‌چیز دان، خسته‌ام

دل نوشته ها, عشق

ردپاها، تسکین دلبستگی

دلبستگی در لحظه‌های تنهایی، هم شیرین است و هم تلخ. هم سخت است و هم … خواستم بگویم هم آسان، ولی دیدم، نه آسان نیست. اصلاً آسان نیست. به خصوص وقتی که تنها دلخوشی و تسکین ات، می‌شوند ردپاها. ردپاهایی که آن یا او را به طریقی، به تو وصل می‌کنند. آنقدر می‌گردی تا از آنچه و آنکه دلبسته اش… ادامه مطلب ردپاها، تسکین دلبستگی