با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

رمزگشایی از خرده اطلاعاتِ موجود در اضطرابها، راهی برای دستیابی به آرامش – اشاره به کتاب آلن دو باتن

اگر کتاب آرامش از مجموعه کتاب‌های مدرسه زندگیِ آلن دو باتن را خوانده باشید (یا بخوانید)، متوجه شده‌اید (یا متوجه می‌شوید) که اضطرابهایی که گاه و بیگاه در زندگی گریبان‌مان را می‌گیرند؛ در واقع، حاوی خرده اطلاعاتی هستند که با رمزگشایی از آنها می‌توانیم آرامش بیشتری را در زندگی‌مان تجربه کنیم. با خواندن این کتاب،… ادامه مطلب رمزگشایی از خرده اطلاعاتِ موجود در اضطرابها، راهی برای دستیابی به آرامش – اشاره به کتاب آلن دو باتن

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم

این نوشته، حاوی ابرازِ چند شگفتی است که در روزهای اخیر دست به دست هم دادند و به من لذتِ تاملی بیش از اندازه بخشیدند. امیدوارم بتوانم در پیوند دادنِ این چند حسِ شگفتیِِ درونم در بیرون به کمک کلمات، موفق شوم. اولی مربوط به خواندن یک نقل قول از آلبرت شوایتزر می‌شود که به… ادامه مطلب کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

چند وقت پیش، همان‌طور که در کانال هم نوشته بودم، وقتی دنبال یکی از کتاب‌های  مورد‌نظرم در کتاب‌فروشی می‌گشتم، چشمم به کتاب کوچکِ جویده‌شده‌ای افتاد؛ که از خلاقیتی که –  در تناسب با عنوان و مضمون کتاب –  در جلد آن به کار رفته بود، بسیار لذت بردم، و در یک لحظه مِهر شخصیت اصلی‌اش: فِرمین، موش… ادامه مطلب دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

خوشبختی مان را چگونه محاسبه کنیم؟

شاید هر یک از ما خیلی ساده، خوشبختی را در چیزی بداند. یکی در ثروت، دیگری در موفقیت، این یکی در داشتن خانواده ای گرم، آن یکی در سلامتی و … این گزینه‌ها می‌توانند برای هر شخص یا هر جامعه یا هر فرهنگ یا در هر زمان یا هر مکان، متفاوت از دیگری باشند و… ادامه مطلب خوشبختی مان را چگونه محاسبه کنیم؟

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

“و فردا خورشید جدیدی درخشش می‌آغازد”

در هر روز، لحظه ای هست که واضح دیدن مشکل است: دم غروب. در این لحظه نور و تاریکی در هم می آمیزند و همه چیز نه کاملاً روشن است و نه کاملاً تاریک. در بسیاری از سنن معنوی، این لحظه مقدس شمرده می‌شود. در هوای گرگ و میش، توازن میان انسان و سیاره آزموده می‌شود.… ادامه مطلب “و فردا خورشید جدیدی درخشش می‌آغازد”

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب: چون رود جاری باش

تأملاتی بر یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ حالا که چند سال از واقعه گذشته، می‌توانم درباره اش بنویسم. آن موقع چیزی درباره اش ننوشتم تا هر کس به شیوه ی خود به عواقب آن بیندیشد. همیشه دشوار است پذیرفتن اینکه فاجعه می‌تواند به شکلی، نتایج مثبتی هم داشته باشد. آن موقع که با وحشت صحنه ای… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب: چون رود جاری باش

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب, عشق

عشق، تنها شور و شوق نیست؛ بلکه مهارت است (آلن دوباتن)

اگر کتاب «سیر عشق» از «آلن دو باتن» را خوانده باشید (قبلاً در اینجا کمی‌در مورد این کتاب، حرف زده ام)، این جمله برایتان آشناست: “عشق، تنها شور و شوق نیست، بلکه مهارت است” شاید بیشتر ما در دوران نوجوانی، عشق را تماماً مترادف با رمانتیک بودن می‌دانستیم. اما هر چه گذشت، متوجه شدیم که عشقِ رمانتیک،… ادامه مطلب عشق، تنها شور و شوق نیست؛ بلکه مهارت است (آلن دوباتن)

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب

مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده‌اند

مهمانسرای دو دنیا ژولین: وقتی برای استراحت وارد این مسافرخونه شدم متوجه شدم که دارم چُرت می‌زنم. غیب آموز: مسافرخونه! چه بامزه! یه مسافرخونه! (ماری و غیب آموز نمی‌توانند جلو خنده شان را بگیرند. رئیس هم سعی می‌کند در خنده ی آنها شریک شود.) […] ماری: شما مطمئنین که عمداً نزدین به چنار؟ ژولین: کدوم… ادامه مطلب مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده‌اند

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب, نوشته های من

“من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

توی تابستان، هر وقت بعد از غروب آفتاب، از باشگاه بر می‌گشتم و از حاشیه ی پارکی که در حوالی منزلمان هست، رد میشدم؛ مرد کهنسال ای را می‌دیدم که پرنده ای در قفس را، با خودش به هواخوری در پارک آورده بود. این صحنه، هر بار، من را به فکر فرو می‌بُرد. و البته… ادامه مطلب “من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

فرمول خوش شانسی – از سنکا، رندی پاش و دارن‌هاردی

چند وقت پیش که کتاب «آخرین سخنرانی» از «رندی پاش» را می‌خواندم؛ نکته ی بسیار جالبی، در قسمتی از کتاب – آنجا که می‌گوید: اگر بار اول موفق نشدید…”  توجهم را جلب کرد و به نظرم از آن نکته‌های شگفت انگیزی بود که می‌تواند در پیمودن مسیر موفقیت، بسیار الهام بخش باشد. رندی پاش، گفت:… ادامه مطلب فرمول خوش شانسی – از سنکا، رندی پاش و دارن‌هاردی