درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

خوشبختی مان را چگونه محاسبه کنیم؟

شاید هر یک از ما خیلی ساده، خوشبختی را در چیزی بداند. یکی در ثروت، دیگری در موفقیت، این یکی در داشتن خانواده ای گرم، آن یکی در سلامتی و … این گزینه ها می توانند برای هر شخص یا هر جامعه یا هر فرهنگ یا در هر زمان یا هر مکان، متفاوت از دیگری… ادامه مطلب خوشبختی مان را چگونه محاسبه کنیم؟

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

“و فردا خورشید جدیدی درخشش می آغازد”

در هر روز، لحظه ای هست که واضح دیدن مشکل است: دم غروب. در این لحظه نور و تاریکی در هم می آمیزند و همه چیز نه کاملاً روشن است و نه کاملاً تاریک. در بسیاری از سنن معنوی، این لحظه مقدس شمرده می شود. در هوای گرگ و میش، توازن میان انسان و سیاره آزموده… ادامه مطلب “و فردا خورشید جدیدی درخشش می آغازد”

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب: چون رود جاری باش

تأملاتی بر یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ حالا که چند سال از واقعه گذشته، می توانم درباره اش بنویسم. آن موقع چیزی درباره اش ننوشتم تا هر کس به شیوه ی خود به عواقب آن بیندیشد. همیشه دشوار است پذیرفتن اینکه فاجعه می تواند به شکلی، نتایج مثبتی هم داشته باشد. آن موقع که با وحشت… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب: چون رود جاری باش

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب, عشق

عشق، تنها شور و شوق نیست؛ بلکه مهارت است (آلن دوباتن)

اگر کتاب «سیر عشق» از «آلن دو باتن» را خوانده باشید (قبلاً در اینجا کمی در مورد این کتاب، حرف زده ام)، این جمله برایتان آشناست: “عشق، تنها شور و شوق نیست، بلکه مهارت است” شاید بیشتر ما در دوران نوجوانی، عشق را تماماً مترادف با رمانتیک بودن می دانستیم. اما هر چه گذشت، متوجه شدیم که… ادامه مطلب عشق، تنها شور و شوق نیست؛ بلکه مهارت است (آلن دوباتن)

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب

مهمان هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

ژولین: وقتی برای استراحت وارد این مسافرخونه شدم متوجه شدم که دارم چُرت می زنم. غیب آموز: مسافرخونه! چه بامزه! یه مسافرخونه! (ماری و غیب آموز نمی توانند جلو خنده شان را بگیرند. رئیس هم سعی می کند در خنده ی آنها شریک شود.) […] ماری: شما مطمئنین که عمداً نزدین به چنار؟ ژولین: کدوم… ادامه مطلب مهمان هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب, نوشته های من

“من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

توی تابستان، هر وقت بعد از غروب آفتاب، از باشگاه بر می گشتم و از حاشیه ی پارکی که در حوالی منزلمان هست، رد میشدم؛ مرد کهنسال ای را می دیدم که پرنده ای در قفس را، با خودش به هواخوری در پارک آورده بود. این صحنه، هر بار، من را به فکر فرو می… ادامه مطلب “من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

فرمول خوش شانسی – از سنکا، رندی پاش و دارن هاردی

چند وقت پیش که کتاب «آخرین سخنرانی» از «رندی پاش» را می خواندم؛ نکته ی بسیار جالبی، در قسمتی از کتاب – آنجا که می گوید: اگر بار اول موفق نشدید…”  توجهم را جلب کرد و به نظرم از آن نکته های شگفت انگیزی بود که می تواند در پیمودن مسیر موفقیت، بسیار الهام بخش… ادامه مطلب فرمول خوش شانسی – از سنکا، رندی پاش و دارن هاردی

درخششي از نور يك كتاب, عشق, نوشته های من

سوالی که می تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می خواهد؟”

چند روزی است که خواندن کتابی از آلن دوباتن به نام «سیرِ عشق» (با ترجمه «زهرا باختری») را تمام کرده ام. او در این کتاب، به یک سوال کلیدی پاسخ می دهد: “اینکه سال های سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم، به چه معناست؟” قبلاً جمله ای از این کتاب را… ادامه مطلب سوالی که می تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می خواهد؟”

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

نیکلاس اسپارکس و روایتی بهشت گونه از عشق

با نام «نیکلاس اسپارکس» نویسنده ای که معمولاً به خاطر نوشتن رمان‌های عاشقانه شهرت دارد، اولین بار در یکی از پاراگراف‌های فارسی متمم آشنا شدم. در این پست: جملاتی از نیکلاس اسپارکس (پاراگراف فارسی) متمم، جملاتی زیبا و قابل تأمل از کتابهای او را به صورت پراکنده برایمان انتخاب کرده بود. همه ی آن جملات… ادامه مطلب نیکلاس اسپارکس و روایتی بهشت گونه از عشق

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

زمینی نو، عالَمی نو

کتاب «زمینی نو»، از اکهارت تول (که نام خانوادگی او به فارسی با تولی، توله و … نیز تلفظ می شود)  را سال پیش خریدم و خواندم. چند روز پیش، بی هدف به سمت کتابخانه ام رفتم و گفتم  هر کتابی که برای لحظه ی اول به چشمم خورد برمیدارم و میخوانم. و آن، «زمینی نو»… ادامه مطلب زمینی نو، عالَمی نو