درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب

مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

ژولین: وقتی برای استراحت وارد این مسافرخونه شدم متوجه شدم که دارم چُرت می‌زنم. غیب آموز: مسافرخونه! چه بامزه! یه مسافرخونه! (ماری و غیب آموز نمی‌توانند جلو خنده شان را بگیرند. رئیس هم سعی می‌کند در خنده ی آنها شریک شود.) […] ماری: شما مطمئنین که عمداً نزدین به چنار؟ ژولین: کدوم چنار؟ از چی… ادامه مطلب مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب, نوشته های من

“من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

توی تابستان، هر وقت بعد از غروب آفتاب، از باشگاه بر می‌گشتم و از حاشیه ی پارکی که در حوالی منزلمان هست، رد میشدم؛ مرد کهنسال ای را می‌دیدم که پرنده ای در قفس را، با خودش به هواخوری در پارک آورده بود. این صحنه، هر بار، من را به فکر فرو می‌بُرد. و البته… ادامه مطلب “من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, مطالب الهام بخش

وقتی خودمان را دوست داشته باشیم

دوست داشتنِ خودمان، در عین حال که ساده به نظر می‌رسد، می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما اگر قادر باشیم به چنین آگاهی و توانایی برسیم، آنوقت دیگر نه تنها هیچگاه از روبرو شدن با خودِ خودمان نمی‌ترسیم، بلکه این آگاهی و توانایی را در مواجهه با دیگران نیز بروز می‌دهیم. افرادی هستند که دوست… ادامه مطلب وقتی خودمان را دوست داشته باشیم

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, مطالب الهام بخش

غم خودش ما را پیدا می‌کند …

این جمله ی کوتاه – که از فریدریش نیچه نقل میشود و متاسفانه نمیدانم آیا واقعا از اوست یا نه، و منبع دقیقش کدامیک از گفته‌ها یا کتابهای اوست، به نظرم آنقدر عمیق می‌آید که مستقل از گوینده ی آن، می‌توان یک پست را به آن اختصاص داد: غم خودش ما را پیدا می‌کند، باید… ادامه مطلب غم خودش ما را پیدا می‌کند …

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, شعر و ادب, نوشته های من

موش‌ها و آدم‌ها و رویاهایی دور

“-جورج، از مزرعه مون بگو. -اون جا یه خونه برای خودمون درست می‌کنیم که هر دومون یه اتاق، واسه خودمون داشته باشیم. با بخاری که زمستونا روشنش کنیم و تا آخر سرما خاموشش نکنیم. البته زمینش زیاد بزرگ نیست. عوضش حسابی کار می‌کنیم. اما شیش، هفت ساعت کافیه. دیگه لازم نیست روزی یازده ساعت جون… ادامه مطلب موش‌ها و آدم‌ها و رویاهایی دور

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب

بچه‌ها، این گربه هه ایران ماست

    بچه‌ها این نقشه ی جغرافیاست بچه‌ها این قسمت اسمش آسیاست شکل یک گربه در اینجا آشناست چشم این گربه به دنبال شماست بچه‌ها این گربه هه ایران ماست بچه‌ها این گربه ی خیلی عزیز دمب نرمی دارد و پنجول تیز میکند با دوستانش جست و خیز میشود با دشمنان گرم ستیز طفلکی دائم… ادامه مطلب بچه‌ها، این گربه هه ایران ماست

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب

کاغذها و حرفهای ما (یک نقل قول)

شاید یکی از دلایلی که نویسنده‌ها، گاهی فقط برای خودشان می‌نویسند، این باشد که: “گاهی، فقط این کاغذها هستند که به حرفهای ما گوش می‌دهند.” (گوینده: ناشناس) +۶

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, مطالب الهام بخش, نوشته های من

کیمیاگری، با تبدیل جهان به کلمات

این جمله ی زیبا رو جایی خوندم و با توجه به پستی که قبلاً با عنوان «نگاهی دیگر به کیمیاگری – واژه ای با هدفی ژرف تر از تبدیل سرب به طلا» نوشته بودم؛ فکر کردم: چه جالب. این هم نگاه دیگری است به کیمیاگری. کیمیاگران حقیقی، آنهایی نیستند که سرب را به طلا تبدیل… ادامه مطلب کیمیاگری، با تبدیل جهان به کلمات

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, نوشته های من

ای شمعها بسوزید – استاد معینی کرمانشاهی

به پندار تو: جهانم زیباست؛ جامه ام دیباست؛ دیده ام بیناست؛ زبانم گویاست؛ قفسم هم طلاست؛ بر این ارزد که دلم تنهاست؟ ***** شعر زیبایی که در ابتدای این پست خواندید، از استاد معینی کرمانشاهی است. اقبالی دست داد تا اخیراً در برنامه ی تلویزیونی از پیش ضبط شده ای، پای صحبت‌های شیرین ایشان و… ادامه مطلب ای شمعها بسوزید – استاد معینی کرمانشاهی

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, مطالب الهام بخش

سرگرمی‌های زیبای بهار

بهار فصل سرسبزی است فصل صلح فصل نسیم. بهار فصل ترنم و رقص و موسیقی است، فصل شکوفه‌ها و فصل جوانه‌ها. بهار فصل رنگهای سبز و صورتی و بنفش است. فصل آرام آرام گرم شدن زمین و بارها و بارها شنیدن چهچهه و آواز روحبخش پرندگان. بهار فصل کندن علف‌های هرز است فصل زنبورها، و وزوزها. فصل… ادامه مطلب سرگرمی‌های زیبای بهار

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share