درخششي از نور يك كتاب, عشق, نوشته های من

سوالی که می‌تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می‌خواهد؟”

چند روزی است که خواندن کتابی از آلن دوباتن به نام «سیرِ عشق» (با ترجمه «زهرا باختری») را تمام کرده ام. او در این کتاب، به یک سوال کلیدی پاسخ می‌دهد: “اینکه سال‌های سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم، به چه معناست؟” قبلاً جمله ای از این کتاب را در انتهای… ادامه مطلب سوالی که می‌تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می‌خواهد؟”

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
عشق, مطالب الهام بخش, نوشته های من

آواز لالایی را انتخاب خواهم کرد

گاهی از درون مان، صدای گوشخراش ای به گوش می‌رسد. صدایی که تا اعماق وجودِ ما و دیگری را، می‌خراشد. صدایی که خورشید را از روزهای آفتابی و ماه را از شب‌های مهتابی مان می‌ستاند. صدایی که هرچه گوشهایمان را می‌گیریم تا نشنویم، بلند و بلندتر می‌شود تا تا قلب ما و دیگری را بیشتر بیازارد.… ادامه مطلب آواز لالایی را انتخاب خواهم کرد

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
عشق, مطالب الهام بخش, نوشته های من

لحظاتی هست که با تمام وجودمان احساس خوشبختی می‌کنیم

فکر می‌کنم همه ی ما کم و بیش، لحظاتی رو در زندگی مون تجربه کردیم که احساس می‌کنیم خوشبخت هستیم. اما گاهی هم احساس میکنیم که خوشبخت ترین آدم روی زمین هستیم. لحظاتی که بهانه‌های خوشبختیِ ما، برای هیچ کس از بیرون، یا اصلاً دیده نمیشه یا حتی حتی اگر هم دیده بشه، اون معنای… ادامه مطلب لحظاتی هست که با تمام وجودمان احساس خوشبختی می‌کنیم

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
شعر و ادب, عشق

غیبت… (شعری از وینیسیوس دی مورائس)

غیبت خواهم گذاشت تا میل دوست داشتن چشمان تو که مهربانند، در من کشته شود، زیرا فقط می‌توانم این اندوه را به تو ببخشم که مرا جاودانه خسته بیابی. لیکن حضور تو چون روشنایی و زندگی است، و من احساس می‌کنم که حرکت تو در حرکت من و صدای من در صدای تو است. نمی‌خواهم… ادامه مطلب غیبت… (شعری از وینیسیوس دی مورائس)

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share