با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, نوشته های من

دغدغه‌های ما و ارزش‌های شخصی ما | اشاره‌ای‌ به کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

اگر کتاب «هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها» (با ترجمه میلاد بشیری) یا هنر ظریف بی خیالی را خوانده باشید – بعید می‌دانم از خواندن این کتاب لذت نبرده باشید. البته من به میانه‌ی این کتاب رسیده‌ام و هنوز تمامش نکردم. چون مطالعه‌اش به تعطیلات نوروز خورد و در خواندنش وقفه ایجاد شد. اما تا اینجا… ادامه مطلب دغدغه‌های ما و ارزش‌های شخصی ما | اشاره‌ای‌ به کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

نوشته های من, چه می توان کرد؟

آیا جهان‌بینی ما، گاهی بیش از حد دراماتیک نیست؟

توی چند روز گذشته، که اتفاقات تلخ مربوط به سیل در روزهای سبز آغازین فصل بهار و در این ایام زیبای عید نوروز در کشورمان و برای برخی از مردم عزیزمان پیش آمد (و می‌دانیم که می‌توانست به این تلخی پیش نیاید) و خاطر همه‌ی ما را آزرده کرد، همچنین برخی نوشته‌ها در این زمینه… ادامه مطلب آیا جهان‌بینی ما، گاهی بیش از حد دراماتیک نیست؟

نوشته های من, چه می توان کرد؟

ارزیابی در پایان سال و هدفگذاری برای سال آینده، با طرح چند سوال خیلی ساده

ارزیابی، هدفگذاری، پایان سال، سال جدید، و کلمات و عباراتی اینچنین؛ کلمات و مفاهیمی‌هستند که هر سال، به خصوص با رسیدن یک سال به پایانش، در سرِ ما می‌چرخند و ما را کم یا زیاد به فکر کردن در مورد خودمان وا می‌دارند. نمی‌خواهم اینبار در این باره قلم‌فرسایی کنم. قبلاً در مورد پایان سال… ادامه مطلب ارزیابی در پایان سال و هدفگذاری برای سال آینده، با طرح چند سوال خیلی ساده

نوشته های من

یاد گرفته‌ام که در استفاده از واژه‌ها، بیشتر دقت کنم

چند وقت پیش، دوستی (که ایشان را نمی‌شناختم) پیج هنری من توی اینستا را فالو کرده بود، و توی بیو به مهارتی اشاره کرده بود که کنجکاو شدم نگاهی به پیجش بیندازم. توی پیجش عکسی را دیدم که درکنار یکی از دوستان انداخته بود. (در کلاسی که با آموزشهای ایشان شرکت کرده بود) به خاطر… ادامه مطلب یاد گرفته‌ام که در استفاده از واژه‌ها، بیشتر دقت کنم

نوشته های من

جادوی نظم در کشوی لباس

چند وقت پیش، کتابی توی کتابفروشی توجهم رو جلب کرد و تصمیم گرفتم بخرم و بخونم: نام این کتاب این هست: جادوی نظم (تحولی در زندگی، با هنر ژاپنی خلوت سازی و ساماندهی) نویسنده ی این کتاب، خانمی‌اهل ژاپن، به نام ماری کاندو است. و روشی که برای برقراری جادوی نظم به کار گرفته است… ادامه مطلب جادوی نظم در کشوی لباس

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم

این نوشته، حاوی ابرازِ چند شگفتی است که در روزهای اخیر دست به دست هم دادند و به من لذتِ تاملی بیش از اندازه بخشیدند. امیدوارم بتوانم در پیوند دادنِ این چند حسِ شگفتیِِ درونم در بیرون به کمک کلمات، موفق شوم. اولی مربوط به خواندن یک نقل قول از آلبرت شوایتزر می‌شود که به… ادامه مطلب کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم

دانستنی های شگفت انگیز, نوشته های من, چه می توان کرد؟

چند پیشنهاد؛ اگر مثل من، زیاد می‌نشینید

اگر یادتون باشه در پست قبلی: مرز بسیار باریک بین سلامتی و بیماری | یک تجربه شخصی برایتان تعریف کردم که چطور در عرض چند ثانیه، از این رو به اون رو شدم! و هنوز هم راستش را بخواهید، خیلی درد دارم، به خصوص وقتی روی صندلی میشینم. اما همین که مثل اون چند ساعتِ… ادامه مطلب چند پیشنهاد؛ اگر مثل من، زیاد می‌نشینید

دل نوشته ها, نوشته های من

مرز بسیار باریک بین سلامتی و بیماری | یک تجربه شخصی

توی این چند روز اخیر، چیز عحیبی را تجربه کردم که می‌خواستم به عنوان آیینه عبرت! برای شما دوستان عزیز بنویسمش. 🙂 اینکه متوجه شدم، برخلاف تصور همیشگیم، مرز بین سلامتی و بیماری چقدر میتونه باریک باشه. باریک تر از اون چیزی که تصور می‌کنیم. بعد که تمرین درس کتاب غرقگی متمم رو انجام دادم… ادامه مطلب مرز بسیار باریک بین سلامتی و بیماری | یک تجربه شخصی

نوشته های من

داستانِ جهان در سال ۲۰۱۸ به روایت تصویرها

چند روز پیش، متمم در پیام اختصاصی خود، در بخش خبرهای پراکنده از نقاط مختلف جهان، متنی – تحت عنوان “ته‌مانده‌های فولادیِ رقابت استارت‌آپ‌ها” به همراه عکسی از انبوه زباله‌های دوچرخه در چین – را منتشر کرد که خبر از این میداد که نشریه آتلانتیک به سنت هر سال، در پایان سال، منتخبی از عکسهای… ادامه مطلب داستانِ جهان در سال ۲۰۱۸ به روایت تصویرها

دل نوشته ها, نوشته های من

ما آدما، معمولاً توی یکی از این دو دسته قرار می‌گیریم

نمیدونم تا حالا دقت کردید که آدمها در سطح اجتماعی، در هر یک از زمینه‌های مختلف، معمولاً میتونن به دو دسته تقسیم بشن. اگر موافقید چند نمونه‌ش رو با هم مرور کنیم: ۱ دسته اول: آدم‌هایی که از قبل از اینکه وارد ایستگاه مترو بشن، کارت‌شون رو از کیفشون در آوردن، توی دستشون گرفتن و… ادامه مطلب ما آدما، معمولاً توی یکی از این دو دسته قرار می‌گیریم