عشق, نوشته های من

کلمات، بیش از آنچه تصور میکنیم، قدرت دارند

تجربه ها، خوانده ها، دیده ها و شنیده های بسیاری در زندگی ام، مرا به این برداشت و درک شخصی رسانده اند که کلمات، بیش از آنچه تصور میکنیم قدرت دارند.

قدرت کلمات

شاید همه ی ما کم و بیش و هر یک به نوعی، قدرتِ کلمات را در زندگی مان تجربه کرده باشیم یا در نوشته ها یا جمله های مختلفی، به اشاره هایی که به قدرت کلمات می شود برخورده باشیم.

مثلاً در این جمله  که به زیبایی می گوید:

“سنگ و چوب ممکن است استخوان های ما را بشکنند؛ اما کلمات، قلب ما را می شکنند.”

همانگونه که از سوی دیگر، کلمات و جملات ای هم هستند که می توانند به طرزی شگرف و باورنکردنی، شفابخش و نوازش گرِ روح و جانِ مان باشند.

راستی… اولین بار که کلمه ی «عزیزم» را از کسی که دوستش داشتید شنیدید، چه حسی داشتید؟ (و البته هر بار…)

یا اولین بار که به کسی که دوستش داشتید، با تمامِ وجودتان جمله ی “دوستت دارم” را گفتید، چه حسی را در درون تان تجربه کردید؟ (و البته هر بار…)

شاید این حس ها، آنقدر زیبا و غیرقابل توصیف بوده اند که توصیف شان به سختی قادر است بر زبان جاری شود و در ظرف کلام بگنجد.

شاید حتی بشود گفت، که با یک کلمه یا یک جمله، میتوان تا پایانِ زندگی، زندگی کرد.

از طرف دیگر، به گمانِ من، همانقدر که قدرت کلمات بیشتر می شود، جایگاه و احساسی که پشت آن قرار دارد نیز در ذهن و روح مان رفیع تر، قوی تر و ارزشمندتر خواهد شد.

اصلاً تو گویی، دوست داریم آن چند کلمه را دور از چشم همگان، با دقت و عشق و ظرافت، در گنجینه ای قرار دهیم که احساس مان در آن؛ «خانه» [که چه عرض کنم] «ریشه» کرده است.

 

پی نوشت:

در ارتباط با «قدرت کلمات»، قبلاً چند پست ای را در یک روز جدید منتشر کرده ام،

اگر دوست داشتید، نگاهی هم به آنها بیندازید:

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *