نوشته های من

آیا شما هم Flow را تجربه کرده اید؟

آیا شما هم Flow را تجربه کرده اید؟

اول ببینیم «فلو» اصلا چیست و «وضعیت فلو» به چه وضعیتی گفته میشود.

شاید بشود «فلو» را در این مفهوم، به غوطه ور شدن، ترجمه کرد.

آنطور که ویکی پدیا می‌گوید: Flow در روانشناسی مثبت، که با Zone هم شناخته می‌شود؛ به حالت ذهنی ای گفته می‌شود که فرد در حین انجام فعالیتی، به طور کامل در روند آن فعالیت، یک احساس تمرکز قوی داشته باشد و در درگیر بودن و لذت بردن از روند آن فعالیت، غوطه ور شود.

 Csikszentmihalyi
Dr. Csikszent mihalyi

دراصل، “فلو” با جذب شدن کامل فرد در کاری که در حین انجامش است، شناخته می‌شود. تمرکز کردن بر کاری که انجام می‌دهید هم می‌تواند یک جنبه از «فلو» باشد.

این مفهوم، اولین بار توسط شخصی به نام Mihaly Csikszent mihalyi نامگذاری شد.

و اکنون مفهومی‌است که امروزه به طور گسترده ای در رشته‌های مختلف مورد اشاره قرار می‌گیرد. اگرچه این مفهوم برای هزاران سال، بخصوص در برخی از ادیان شرقی وجود داشته …

دکتر میهالی، در سایت TED در همین رابطه، سخنرانی داشته با عنوان:

Flow, the secret to happiness

او همچنین نموداری را در مورد «فلو» و اینکه چگونه یک انسان می‌تواند به این وضعیت برسد را ارائه می‌کند.

او در این نمودار که در زیر می‌بینید، نشان می‌دهد که برای رسیدن به وضعیت فلو، باید یک تعادلی در محل تقاطع «چالش عملی که انجام می‌شود» و «مهارت‌های ایفا کننده ی آن عمل» وجود داشته باشد.

وضعیت فلو

در محور عمودی، شما میزان چالشی که در فعالیت تان وجود دارد را اندازه گیری می‌کنید. و در محور افقی، سطح مهارت تان را در اون فعالیت ویژه اندازه می‌گیرید.

همانطور که مشاهده می‌کنید، یک نقطه ای در نمودار وجود دارد که بگذارید اسمش رو بگذاریم: «نقطه ی شیرین»!

این نقطه، جایی است که چالش و همچنین مهارت شما در برآوردن آن چالش، بالاست. و دقیقا همان جایی است که شما وارد وضعیت فلو می‌شوید.

( قسمت زرد رنگ در نمودار)

حالا بیایید حالتهای مختلف این نمودار و اینکه هر حالت، چه ارتباطی با چالش و مهارت پیدا می‌کند را بررسی کنیم:

– بی تفاوتی (چالش کم، مهارت کم)

– خستگی (چالش کم، مهارت متوسط)

– آرامش (چالش کم، مهارت بالا)

– اینکه شما تحت کنترل هستید (تا حدودی چالش برانگیز، مهارت بالا)

– نگرانی (تا حدودی چالش برانگیز، مهارت کم)

– اضطراب (چالش برانگیز، مهارت کم)

– تحریک شدن (بسیار چالش برانگیز، مهارت متوسط)

فلو (بسیار چالش برانگیز، مهارت بالا)

اگر در  حالت «تحریک پذیری» هستید، شما می‌توانید با توسعه مهارت‌های بیشتری در خود به وضعیت «فلو» حرکت کنید. از سوی دیگر، اگر شما در وضعیت «در کنترل بودن» هستید،می‌توانید با پرداختن به فعالیتهای چالش برانگیز بیشتری به وضعیت «فلو» نزدیک شوید.

دکتر میهالی، در این زمینه؛ به همراه تیمش در تحقیقی، با هزاران نفر مصاحبه ای انجام داده تا ببیند که آدم‌ها در کل، چگونه این وضعیت فلو را احساس و تجربه می‌کنند؟

 او نتایج تحقیقاتش را در ۷ مورد زیر خلاصه کرد:

#۱ شما کاملا در کاری که در حال انجامش هستید با تمرکز کامل، درگیر و متمرکز هستید.

#۲ یک احساس وجد و سرور – از بیرون بودن از واقعیت‌های روزانه در شما وجود دارد.

#۳ یک وضوح و نظم و ترتیب بسیار خوبی در درون شما وجود دارد: شما به خوبی می‌دانید که چه کاری باید انجام شود. و به طور کامل از اینکه چقدر کارتان را خوب انجام داده اید، بازخورد می‌گیرید.

#۴ از آنجایی که شما تمامی‌مهارت‌های لازم را برای انجام موفقیت آمیز فعالیت تان دارید، آن را شدنی و امکانپذیر می‌بینید.

#۵ شما تمام حس‌های خودبینی را کنار گذاشته اید و به همین جهت، بسیاری از نگرانی‌ها، ناخوداگاه، شما را ترک خواهند کرد.

#۶ شما دنبال کردن زمان، یا در گذشته و در آینده بودن را متوقف کرده اید و به طور کامل در لحظه ی”حال” زندگی می‌کنید.

#۷ یک محرک قوی و شادی بخش در شما وجود دارد – و آن این است: هر چیزی که بتواند مرا به وضعیت فلو برساند؛ خود، پاداشی برای آن محسوب می‌شود.

منابع: wikipedia  http://daringtolivefully.com

پی نوشت:

این اصطلاح جالب “The state of Flow” را من برای اولین بار از “محمدرضا شعبانعلی” شنیدم، که به گفته ی خود ایشون: “یک وضعیت ذهنی تعریف میکنند به اسم State of flow و مهمترین ویژگی وضعیت فلو این است که آدم برای چند لحظه یا چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز گذشت زمان را اصلا متوجه نمیشود.”

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن
**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share

2 دیدگاه در “آیا شما هم Flow را تجربه کرده اید؟

  1. شهرزاد جان عزیز
    مطلب بسیار زیبا و آموزنده ای بود (مثل سایر مطالب ارزندۀ این خونه) . من در بسیاری از موارد ، این حال رو تجربه کردم و همین علائمی‌که در انتهای مطلب ارائه کردید رو ، کاملاً حس کردم . یکی از زمانهایی که شدیداً این حس در من ایجاد شده ، زمانیه که وارد متمم و به خصوص روزنوشته‌های محمدرضای عزیز میشم . واقعاً بعضی وقت‌ها به خودم میام میبینم ساعت ۴ صبح شده و واقغاً متوجه نشدم 🙂 بازم ممنونم
    ارادتمند – هومن کلبادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هر وقت کسی به دیدگاه من پاسخ داد، به من از طریق ایمیل اطلاع بده