شعر و ادب, عشق, مطالب الهام بخش

هر آدمی‌دو قلب دارد

هر آدمی‌دو قلب دارد

هر آدمی‌دو قلب دارد. قلبی که از بودن آن باخبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.قلب

قلبی که از آن باخبر است همان قلبی است که در سینه می‌تپد، همان که گاهی می‌شکند، گاهی می‌گیرد و گاهی می‌سوزد، گاهی سنگ می‌شود و سخت و سیاه، و گاهی هم از دست می‌رود.

با این دل می‌شود دلبردگی و بیدلی را تجربه کرد. دل سوختگی و دل شکستگی هم توی همین دل اتفاق می‌افتد. سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است.

با این دل است که عاشق می‌شویم، با این دل است که دعا می‌کنیم، و گاهی با همین دل است که نفرین می‌کنیم و کینه می‌ورزیم و بددل می‌شویم.

اما قلب دیگری هم هست. قلبی که از بودنش بی خبریم. این قلب اما در سینه جا نمی‌شود، و به جای آنکه بتپد، می‌وزد و می‌بارد و می‌گردد و می‌تابد.

این قلب نه می‌شکند و نه می‌سوزد و نه می‌گیرد، سیاه و سنگ نمی‌شود، از دست هم نمی‌رود. زلال است و جاری، مثل رود و نسیم. و آن قدر سبک که هیچ وقت، هیچ جا نمی‌ماند. بالا می‌رود و بالا می‌رود و بین زمین و ملکوت می‌رقصد. آدم همیشه از این قلبش عقب می‌ماند.

این همان قلب است که وقتی تو نفرین می‌کنی، او دعا می‌کند، وقتی تو بد می‌گویی و بیزاری، او عشق می‌ورزد، وقتی تو می‌رنجی او می‌بخشد…

این قلب کار خودش را می‌کند، نه به احساست کاری دارد، نه به تعلقت، نه به آن چه می‌گویی و نه به آن چه می‌خواهی.

و آدم‌ها به خاطر همین دوست داشتنی اند. به خاطر قلب دیگرشان، به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند.

عرفان نظر آهاری

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن
**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هر وقت کسی به دیدگاه من پاسخ داد، به من از طریق ایمیل اطلاع بده