آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: هر انسانی…

آنچه یک روز جدید به من آموخت

 

*****

اگر کتاب «چهار اثر از فلورانس اسکاول شین» را خوانده باشید، این جمله برایتان بسیار آشناست.

چندین سال پیش، وقتی این کتاب را می خواندم؛ برخی جملات آن، برای همیشه در ذهن و خاطرم حک شدند.

یکی از آن جمله ها همین جمله بود:

“هر انسانی؛ حلقه ای است طلایی، در زنجیرِ خیر و صلاحِ من.”

بارها و بارها، مواردی در زندگیم پیش آمده است که موجب شده است، بیش از پیش به این جمله ایمان بیاورم.

دریافته ام که هر انسانی – مستقل از اینکه چه نقشی در زندگیِ من، چه فضایی از ذهن من، و چه جایگاهی در قلب من اشغال کرده است؛ و حسم به او چیست یا چه می تواند باشد – می تواند به نوعی و به شکلی و به طریقی، حلقه ای طلایی در زنجیر خیر و صلاحِ من باشد.

البته – به گمان من – یک شرط هم دارد؛

و آن اینکه، خودمان بخواهیم که اینچنین شود.

 

پی نوشت (غیر مرتبط)

خواستم بگویم که برگه ی «درباره ی من» را هم یک ویرایش خیلی کوچک کرده ام.

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن

2 دیدگاه در “آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: هر انسانی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *