توسعه مهارت هاي فردي, نوشته های من

اگر دوست دارید به مداد رنگی، در خانه‌ی خودش سر بزنید

در چند پست گذشته، از کاری که به تازگی در زندگی‌ام شروع کرده‌ام، و نام آن را مداد رنگی گذاشته‌ام؛ برای‌تان صحبت کرده بودم. و بارها در این نوشته‌ها، به طور مستقیم و یا غیر مستقیم، از این برای‌تان گفتم که بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین محرک‌ها، انگیزه‌ها، اشتیاق‌ها، آموخته‌ها و شوقِ آزمایش خوانده‌ها و دانسته‌ها، و… ادامه مطلب اگر دوست دارید به مداد رنگی، در خانه‌ی خودش سر بزنید

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: خاصیت شگفت انگیزِ نوشته‌ها

یک روز جدید دیگر به من آموخت: نوشته‌های ما – حتی اگر خودمان نخواهیم یا متوجه نباشیم  – خاصیت شگفت انگیزی دارند. آنها قادرند حقایق زیادی از ویژگی‌های شخصیتی ما را – خواه مثبت و خواه منفی – از لابلای واژه‌‌های خود، برای دیگران فاش و آشکار سازند. شاید شما هم تجربه کرده باشید: گاه… ادامه مطلب آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: خاصیت شگفت انگیزِ نوشته‌ها

میکرواکشن های من

اگر می‌خواهید با «مداد رنگی» بیشتر آشنا شوید – با الهام از آموزه‌های متمم

پیرو مطالب و پست‌های قبلی که آنها را تقریباً در این برگه جمع بندی کرده ام، مدتی است که به طور متمرکز، درسهایی مشخص از متمم را که می‌تواند در ادامه ی این راه به من کمک کند، مطالعه و مرور می‌کنم. و هر چه بیشتر در این مسیر پیش می‌روم، این درسها به نظرم کاربردی تر و دوست… ادامه مطلب اگر می‌خواهید با «مداد رنگی» بیشتر آشنا شوید – با الهام از آموزه‌های متمم

مطالب الهام بخش, نوشته های من, چه می توان کرد؟

سریع تر رسیدن به خواسته‌ها با تفکر استراتژیک

این پست، یک باز نشر است. انتشار اولیه ی آن، ۱۸ بهمن ۱۳۹۵بود. بعد از اینکه در پست قبلی از از مدیریت زمان، حرف زدم؛ احساس کردم بد نیست این نوشته را هم، دوباره با هم بخوانیم. به احتمال زیاد، بارها برای شما هم پیش آمده و متوجه شده اید – چه خود راننده بوده… ادامه مطلب سریع تر رسیدن به خواسته‌ها با تفکر استراتژیک

توسعه مهارت هاي فردي, نوشته های من, چه می توان کرد؟

فکر میکنم وقت، گرامی‌تر از آن است که به هر منبعی که ادعای یاد دادن دارد، تن دهیم

به نظرم وقت گرامی‌تر، و زندگی کوتاه تر از آن است که به هر منبعی – خواه وبلاگ، یا وبسایت یا کانال – که ادعای یاد دادن دارند، برای یادگیری تن دهیم. این روزها، برخی وبلاگ‌ها، کانال‌های تلگرامی‌یا اکانت‌های دیگر اجتماعی را میبینیم و میشناسیم که سرتاسر، از جملاتِ کوتاه و زیبا و گاه جملاتی… ادامه مطلب فکر میکنم وقت، گرامی‌تر از آن است که به هر منبعی که ادعای یاد دادن دارد، تن دهیم

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: ترول‌ها، حتی ارزش خوانده شدن هم ندارند

  مدتی هست که کامنتهایی را، به محض اینکه تشخیص میدهم از طرف ترول‌ها برایم ارسال شده است – و عموماً هم مضمونِ آنها، حول متممِ عزیزمان می‌چرخد – بدون اینکه کامل و تا انتها بخوانم و بخواهم لحظاتی از وقت باارزشم را صرفِ آنها کنم، و همچنین به حرفهای بی ارزش و بی ثمر… ادامه مطلب آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: ترول‌ها، حتی ارزش خوانده شدن هم ندارند

نوشته های من

به پیشوازِ سال جدید، با توشه ای از آموخته‌ها

تا ساعاتی دیگر، سال جدید دیگری را آغاز میکنیم. با اهداف، امیدها و آرزوهایی که امیدواریم در این سال جدید تحقق یابند یا به تحقق شان نزدیک تر شویم. سال گذشته برای من – شاید مثل خیلی از شما – رویدادهای تلخ و شیرینِ زیادی داشت. امید و ناامیدی، همچون ابر و آفتاب، آسمان زندگی… ادامه مطلب به پیشوازِ سال جدید، با توشه ای از آموخته‌ها

توسعه مهارت هاي فردي, نوشته های من

فرآورده‌های اقدام جدیدِ من(۲): فهرستِ نبایدها

همانطور که در پست قبلی (فرآورده‌های اقدام جدیدِ من(۱)) نوشتم، از آنجا که فعالیت جدید من، مثل هر فعالیت دیگری میتواند یک سری فرآورده یا دستاورد یا آموخته یا تجربه ی جدید با خود در پی داشته باشد؛ تصمیم گرفتم دومین نوشته در اینخصوص را هم با شما به اشتراک بگذارم: قبل از اینکه یک کانال تلگرام… ادامه مطلب فرآورده‌های اقدام جدیدِ من(۲): فهرستِ نبایدها

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: بخشی از حقیقت

یک روز جدید دیگر به من آموخت: شاید در هر لحظه و در هر موقعیت، بهتر باشد فرض کنیم؛ که ما تنها بخشی از حقیقت را می‌دانیم. تجربه‌های بسیاری به من آموخته اند که در بسیاری از موارد، آنچه که من می‌دانم و چیزی است که گمان می‌کنم واقعیت موجود است؛ ممکن است کاملاً منطبق… ادامه مطلب آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: بخشی از حقیقت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: هر انسانی…

  ***** اگر کتاب «چهار اثر از فلورانس اسکاول شین» را خوانده باشید، این جمله برایتان بسیار آشناست. چندین سال پیش، وقتی این کتاب را می‌خواندم؛ برخی جملات آن، برای همیشه در ذهن و خاطرم حک شدند. یکی از آن جمله‌ها همین جمله بود: “هر انسانی؛ حلقه ای است طلایی، در زنجیرِ خیر و صلاحِ… ادامه مطلب آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت: هر انسانی…