نوشته های من, چه می توان کرد؟

ابراز احساسات ای که دیگر نه از درون بر می آید، بلکه توسط کیبورد پیشنهاد می شود

اگر کیبورد Swiftkey یا کیبوردهای مشابه آن را روی گوشی تان نصب کرده باشید، حتماً متوجه شده اید (و احتمالاً از این امکان استفاده هم می کنید) که این کیبورد – به عنوان یکی از موتورهای پیشنهاد کننده و توصیه گر – با تایپ چند حرف ابتدایی از طرف شما، کلِ کلمه ی مورد نظر شما… ادامه مطلب ابراز احساسات ای که دیگر نه از درون بر می آید، بلکه توسط کیبورد پیشنهاد می شود

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
آرامش در زندگي, نوشته های من

وقتی اینستاگرام، گاه به ابزاری برای افسرده کردن دیگران تبدیل میشود

همه ی ما در طول روز یا هفته یا سال؛ با مسائل، موضوعات، رویدادها و روندهای محتلفی مواجه هستیم که می توانند ما را شاد، پرنشاط یا آرام یا پر هیجان یا پر انگیزه کنند یا برعکس، گاهی به عامل یا عواملی برای غمگین کردن و افسرده کردن مقطعی ما تبدیل شوند. با عوامل بسیاری… ادامه مطلب وقتی اینستاگرام، گاه به ابزاری برای افسرده کردن دیگران تبدیل میشود

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من, چه می توان کرد؟

شبکه های اجتماعی محترم. لطفا از من یک ربات نسازید!

I’m not a robot جمله ی بالا را احتمالاً زیاد به بهانه های مختلف دیده اید. وقتی می خواهید دیدگاهی را ثبت کنید. (اگر افزونه ی کپچا را فعال کرده باشند) یا در سرویسی لاگین کنید، یا… باید با حداقل چند ثانیه توقف و اندکی تأمل و مقداری دقیق نگاه کردن، یک کد یا تصاویری… ادامه مطلب شبکه های اجتماعی محترم. لطفا از من یک ربات نسازید!

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من

اندر اوصاف تلگرام (۳)

شاید قبلاً اندر اوصاف تلگرام! (۱) و اندر اوصاف تلگرام! (۲) را خوانده باشید. اگر دوست داشتید بیایید تا یک داستان دیگر را هم در مورد تلگرام (اینبار در مورد خودم هست) برایتان تعریف کنم. داستان، از اینجا شروع شد که دیروز خواستم برای مربی ایروبیک مون از طریق تلگرام، یک تک آهنگ بفرستم. مربی ایروبیک مون، که بارها… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام (۳)

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من

اندر اوصاف اینستاگرام

یادمه در خلال اون مدتی که توی اینستاگرام فعالیت داشتم، همه اش توی این فکر بودم که این بار چه تصویری بذارم، یا چه متنی برای این تصویر بنویسم و … همین وسواس ها، باعث میشد تا تعداد پست های اینستاگرامم  به سختی بالا بره و زیاد بشه. اما این روزها، اکانت هایی رو در اینستاگرام… ادامه مطلب اندر اوصاف اینستاگرام

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من

اندر اوصاف تلگرام! (۲)

باز هم داستانی از تلگرام دوست خوب و صمیمی ام، گاهی برای سفر، میره به کشورهای مختلف خارجی. سِریِ قبل رفته بود هلند و جایی با چند تا از این مجسمه هایی که خیلی شبیه به هنرپیشه ها می سازن، عکس انداخته بود. توی یکی اون عکسها، جورج کلونی، یعنی مجسمه اش! (که “میگن” هنرپیشه… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام! (۲)

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من

اندر اوصاف تلگرام!

برایتان کمی  اندر اوصاف تلگرام! و واتس اپ، بگویم: *پروفایل اکانت واتس اپ یکی از دختربچه های اقوام مون، که فقط ۱۲ سالشه! رو دلم واسش تنگ شده بود، باز کردم و خواستم عکسش رو بزرگتر ببینم (که البته سنش توی اون عکس با رژلب قرمز پررنگی که زده بود، در حد یه دختر مثلاً… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام!

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
قصه های شهرزاد

قصه های شهرزاد (۴): مادربزرگ و اعجاب دنیای نوین

قصه های شهرزاد (۴): مادربزرگ و اعجاب دنیای نوین روستای کوچک و سرسبز و زیبایی بود که در دامن کوه قرار داشت، اهالی روستا، هر روز با طلوع خورشید و با آواز خروس هایی که گویی دیگر، خواب آنها را در روشنای روز خوش نمی داشتند؛ از خواب بر می خاستند، صبحانه را با لقمه ای نان… ادامه مطلب قصه های شهرزاد (۴): مادربزرگ و اعجاب دنیای نوین

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share