دل نوشته ها

پیام‌رسان‌ها، و مصیبتِ خانه‌های مجازی که «در» ندارند

پیام‌رسان‌ها این روزها چه بخواهیم و چه نخواهیم، جزو لاینفک زندگی ما انسان‌ها شده‌اند، شاید برای هر کسی، به شکلی و به نوعی. اما در کنار مزیت‌ها و شگفتی‌های فراوانی که احتمالاً برای ما در پی داشته‌اند و دارند، گاه مصیبت‌هایی را نیز روانه‌ی اوقات و فضای شخصی ما می‌کنند. هدفم از مطرح کردن این… ادامه مطلب پیام‌رسان‌ها، و مصیبتِ خانه‌های مجازی که «در» ندارند

دل نوشته ها

از آدم‌هایِ همه‌چیز دان، خسته‌ام

از آدم‌های همه‌چیز‌ دان خسته‌ام. از آدم‌هایی که انگار باید در مورد هر چیزی – با ژستی حق به جانب – نظر بدهند. از آدم‌هایی که قدری سکوت و تفکر و تامل و احساس را همیشه قربانیِ حرافی‌ها و لفاظی‌ها می‌کنند. از آدم‌هایی که همواره گمان می‌کنند دیگران اشتباه می‌کنند و فقط آنها هستند که… ادامه مطلب از آدم‌هایِ همه‌چیز دان، خسته‌ام

زنگ تفریح

اندر اوصاف اینستاگرام (۲)

تقریبا یک سالی میشه ازدواج کرده. دیروز، عکس جواب مثبت آزمایش بارداریش رو، توی صفحه ی اینستاگرامش گذاشته و زیرش نوشته: همسر عزیزم. ازت ممنونم. توی پیج این دخترایی که از لب و لوچه و گونه تا کلاً هر جای دیگه ی بدنشون رو پروتز کردن – اونقدر که دیگه قیافه شون از قیافه ی… ادامه مطلب اندر اوصاف اینستاگرام (۲)

نوشته های من

اندر اوصاف تلگرام (۳)

شاید قبلاً اندر اوصاف تلگرام! (۱) و اندر اوصاف تلگرام! (۲) را خوانده باشید. اگر دوست داشتید بیایید تا یک داستان دیگر را هم در مورد تلگرام (اینبار در مورد خودم هست) برایتان تعریف کنم. داستان، از اینجا شروع شد که دیروز خواستم برای مربی ایروبیک مون از طریق تلگرام، یک تک آهنگ بفرستم. مربی ایروبیک مون، که بارها… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام (۳)

نوشته های من

اندر اوصاف اینستاگرام (۱)

یادمه در خلال اون مدتی که توی اینستاگرام فعالیت داشتم، همه اش توی این فکر بودم که این بار چه تصویری بذارم، یا چه متنی برای این تصویر بنویسم و … همین وسواس‌ها، باعث میشد تا تعداد پست‌های اینستاگرامم  به سختی بالا بره و زیاد بشه. اما این روزها، اکانت‌هایی رو در اینستاگرام می‌بینم که حتی… ادامه مطلب اندر اوصاف اینستاگرام (۱)

قصه های شهرزاد

قصه‌های شهرزاد (۱۶): اگر تلگرام، قدیمها هم بود

آورده اند که روزی به دست ناصرالدین شاه قاجار، شیء ای عجیب دادند. که در نظرش حتی عجیب تر از دوربین عکاسی اش آمد که چپ و راست با آن از زنان و مردان و کودکان قصرش عکس می‌انداخت. به او همی‌گفتند که نام این شیء عجیب که بایستی انگشت بر رویش بلغزانی تا تو… ادامه مطلب قصه‌های شهرزاد (۱۶): اگر تلگرام، قدیمها هم بود

زنگ تفریح

اندر اوصاف تلگرام! (۲)

دوست خوب و صمیمی‌من، گاهی برای سفر میره به کشورهای مختلف خارجی. سِریِ قبل رفته بود هلند و جایی با چند تا از این مجسمه‌هایی که خیلی شبیه به هنرپیشه‌ها می‌سازن، عکس انداخته بود. توی یکی اون عکسها، جورج کلونی، یعنی مجسمه اش! (که “میگن” هنرپیشه ی خوشتیپ آمریکاییه!;) )، به شکلی واقعاً طبیعی، با… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام! (۲)

زنگ تفریح

اندر اوصاف تلگرام (۱)

برایتان کمی  اندر اوصاف تلگرام و واتس اپ، بگویم: *پروفایل اکانت واتس اپ یکی از دختربچه‌های اقوام مون، که فقط ۱۲ سالشه! رو دلم واسش تنگ شده بود، باز کردم و خواستم عکسش رو بزرگتر ببینم (که البته سنش توی اون عکس با رژلب قرمز پررنگی که زده بود، در حد یه دختر مثلاً سالهای… ادامه مطلب اندر اوصاف تلگرام (۱)