قصه های شهرزاد

قصه های شهرزاد (۹): به آفتاب، سلامی دوباره خواهم داد

قصه های شهرزاد (۹): (به آفتاب، سلامی دوباره خواهم داد) دیروز برای انجام یکی از تمرین های متمم دوست داشتنی ام، درسی مربوط به سری پرورش تسلط کلامی –که اتفاقا از محبوب ترین درسهای من در متمم هم هست – در بخشی از متن خود، فراخور آن تمرین، تکه ای از یکی از شعرهای وحشی… ادامه مطلب قصه های شهرزاد (۹): به آفتاب، سلامی دوباره خواهم داد

شعر و ادب, عشق

یادداشت تشکر (شعری از شیمبورسکا)

دیروز وقتی ایمیل هفتگی متمم رو دریافت کردم، مثل همیشه، قبل از هر چیز، با اشتیاق زیادی به سراغ متن ابتدای ایمیل رفتم. متن ابتدایی این ایمیل، قسمتی از شعر ویسواوا شیمبورسکا (Maria Wisława Anna Szymborska) شاعر لهستانی بود، که قبلا من هم در یک روز جدید، شعری رو ازش گذاشته بودم. نمی دانم آن… ادامه مطلب یادداشت تشکر (شعری از شیمبورسکا)

شعر و ادب

به باغ همسفران (سهراب سپهری)

به باغ همسفران (سهراب سپهری)   صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید.   در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و… ادامه مطلب به باغ همسفران (سهراب سپهری)

شعر و ادب

پرتو ستارگان (لانگ فلو)

پرتو ستارگان (لانگ فلو) ای ستاره ی نیرو تو را می بینم که ایستاده ای و بر درد من لبخند می زنی. تو با دست فولادین خود اشاره می کنی و من نیروی خویش را باز می یابم. هان! در این جهان هراس به دل راه مده بزودی خواهی دریافت، چه بزرگ مرتبه است، رنج… ادامه مطلب پرتو ستارگان (لانگ فلو)

شعر و ادب

گرانبهاترین هدیه

پر بها ترین هدیه که به ما ارزانی کرده اند، گوهر انسانیت است. گرانبهاترین هدیه هیچ چیز نمی توانست دل مرا تسکین و تسلی دهد؛ هر روز ملائکه ای با شکوه مخصوص می آمد و گلی تازه و زیبا بر تارک من می گذاشت. یک روز گل عشق آورد، چه زیبا بود و چه شگفت… ادامه مطلب گرانبهاترین هدیه

شعر و ادب

خانه ام ابری است …

خانه ام ابری است … خانه ام ابری است یکسره روی زمین ابری است با آن از فراز گردنه، خرد و خراب و مست باد می پیچد یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من. آی نی زن، که تو را آوای نی برده است دور از ره، کجایی؟ خانه ام ابری است اما ابر… ادامه مطلب خانه ام ابری است …

شعر و ادب, عشق

راز عشق در باغ آینه ی شاملو …

راز عشق درباغ آینه ی شاملو …   اشک رازی ست لبخند رازی ست عشق رازی ست اشک آن شب لبخند عشقم بود   قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن   درخت با… ادامه مطلب راز عشق در باغ آینه ی شاملو …

آهنگ هاي شگفت انگيز, شعر و ادب

آهنگ ها

آهنگ ها آهنگ ها عالم را فرا گرفته: در نشاط و شوری که پرندگان در آسمان ها بلند کرده اند در نسیم سحرگاهانی که درخت ها را به رقص و نشاط انداخته است در خنده هایی که بر جبین افق نقش می بندد. در زمزمه دل انگیزی که از میان جنگل به گوش می رسد… ادامه مطلب آهنگ ها

شعر و ادب

ذهن ما باغچه است (شعری از مجتبی کاشانی)

ذهن ما زندان است ما در آن زندانی قفل آن را بشکن در آن را بگشای و برون آی از این دخمه ی ظلمانی نگشایی گل من خویش را حبس در آن خواهی کرد همدم جهل در آن خواهی شد همدم دانش و دانایی محدوده ی خویش و در این ویرانی همچنان تنگ نظر می… ادامه مطلب ذهن ما باغچه است (شعری از مجتبی کاشانی)

شعر و ادب

شهید …

شهید … شما مرد جنگ نبودید شما مرد خون نبودید مرد فریاد و نارنجک و گلوله مرد زخم و آتش و آهن حتی مرد عشق و عرفان آن هنگام که بودن و نبودن دغدغه خانه ها و خانواده های ما بود برعکس این روزها فرصت زیاد نبود فرصت برای حرف زدن فرصت برای بحث کردن… ادامه مطلب شهید …