دل نوشته ها, شعر و ادب

“پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”

نمیدونم برای شما هم پیش اومده؟ گاهی در کسری از ثانیه، بخشی از یک فیلم، یا آهنگ یا ترانه یا شعری رو که قبلاً یا حتی خیلی قدیم‌ها شنیده بودیم یا خونده بودیم، یکدفعه در ذهن‌مون به یاد میاریم. برای من این موضوع، تقریباً زیاد پیش میاد: مثلاً یک صحنه از خونه‌ی قدیمی‌بچگیم، یک صحنه از… ادامه مطلب “پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”

شعر و ادب, عشق

راز عشق در باغ آینه ی شاملو …

راز عشق درباغ آینه ی شاملو …   اشک رازی ست لبخند رازی ست عشق رازی ست اشک آن شب لبخند عشقم بود   قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن   درخت با… ادامه مطلب راز عشق در باغ آینه ی شاملو …

آهنگ هاي شگفت انگيز, شعر و ادب

ای صبا …

ای صبا … توی این پست، میخوام بدون هیچ مقدمه ای! یکی از اشعار حافظ رو که خیلی دوستش دارم و یکی از آهنگهای ریچارد کلایدرمن، که عاشقشم رو بذارم و امیدوارم شما دوستان خوبم هم ازشون لذت ببرید… —————————————– ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکته… ادامه مطلب ای صبا …

شعر و ادب, عشق

ببخشای ای عشق

 ببخشای ای عشق . با آن نگاه روشن مواج دریا اگر سلام نگوید، نماندنیست در ذهن هر کلام اگر رد پای عشق راهی نبرده است کتابی نخواندنیست و شایسته این نیست که باران ببارد و در پیشوازش دل من نباشد و شایسته این نیست که در کرت‌های محبت دلم را به دامن نریزم دلم را… ادامه مطلب ببخشای ای عشق