درخششي از نور يك كتاب, عشق, نوشته های من

سوالی که می‌تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می‌خواهد؟”

چند روزی است که خواندن کتابی از آلن دوباتن به نام «سیرِ عشق» (با ترجمه «زهرا باختری») را تمام کرده ام. او در این کتاب، به یک سوال کلیدی پاسخ می‌دهد: “اینکه سال‌های سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم، به چه معناست؟” قبلاً جمله ای از این کتاب را در انتهای… ادامه مطلب سوالی که می‌تواند بارها تکرار شود: “آیا هنوز هم او ما را می‌خواهد؟”

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

یکی دو روز پیش، از موضوعی، دلم گرفته بود و در همون حین، اتفاقی به متن کوتاهی برخوردم که باعث شد تا چند لحظه کاملاً سر جای خودم میخکوب بشم! از: من او را دوست داشتم! آنا گاوالدا – قبل از اینکه اون متن رو برای شما بنویسم، میخوام یه سوال ازتون بپرسم و شما… ادامه مطلب من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
درخششي از نور يك كتاب

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی ماجراهای تن تن و میلو، برای خیلی از ما دوست داشتنی و خاطره انگیز هست. ماجراهای تن تن در آن روزها؛ با داستانهای خرچنگ پنجه طلایی، تن تن در تبت، تن تن در کنگو، سیگارهای فرعون، عصای اسرارآمیز، کوسه‌های دریای سرخ، تن تن و پیکاورها، جواهرات کاستافیوره،  و… ادامه مطلب تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی) .  «ناتانائیل»، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.  همان دم که مخلوقی نظر مارابه خویشتن منحصر کند ما را از خدا بر می‌گرداند.  دریغا که نمی‌دانیم هم چنان که در… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share