با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم

“ما می‌توانیم – و باید – بهتر عمل کنیم” (درباره‌ی کتاب «نوپای ناب» اریک ریس)

پیش نوشت: عنوانِ این پست، از بین جملات اریک ریس، از کتاب نوپای ناب انتخاب شده است. چند وقت پیش – بعد از اینکه با کتاب نوپای ناب یا The Lean Startup در متمم آشنا شدم – این کتاب را خریدم و شروع به خواندن کردم و از خواندنش لذت بردم. اما نیاز داشتم برای درک و یادگیریِ… ادامه مطلب “ما می‌توانیم – و باید – بهتر عمل کنیم” (درباره‌ی کتاب «نوپای ناب» اریک ریس)

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

چند وقت پیش، همان‌طور که در کانال هم نوشته بودم، وقتی دنبال یکی از کتاب‌های  مورد‌نظرم در کتاب‌فروشی می‌گشتم، چشمم به کتاب کوچکِ جویده‌شده‌ای افتاد که از خلاقیتی که –  در تناسب با عنوان و مضمون کتاب –  در جلد آن به کار رفته بود، بسیار لذت بردم و در یک لحظه مِهر شخصیت اصلی‌اش: فِرمین، موش… ادامه مطلب دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

یکی دو روز پیش، از موضوعی، دلم گرفته بود و در همون حین، اتفاقی به متن کوتاهی برخوردم که باعث شد تا چند لحظه کاملاً سر جای خودم میخکوب بشم! از: من او را دوست داشتم! آنا گاوالدا – قبل از اینکه اون متن رو برای شما بنویسم، میخوام یه سوال ازتون بپرسم و شما… ادامه مطلب من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

درخششي از نور يك كتاب

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی ماجراهای تن تن و میلو، برای خیلی از ما دوست داشتنی و خاطره انگیز هست. ماجراهای تن تن در آن روزها؛ با داستانهای خرچنگ پنجه طلایی، تن تن در تبت، تن تن در کنگو، سیگارهای فرعون، عصای اسرارآمیز، کوسه‌های دریای سرخ، تن تن و پیکاورها، جواهرات کاستافیوره،  و… ادامه مطلب تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی) .  «ناتانائیل»، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.  همان دم که مخلوقی نظر مارابه خویشتن منحصر کند ما را از خدا بر می‌گرداند.  دریغا که نمی‌دانیم هم چنان که در… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششی از نور یک کتاب (زهیر) اوایل بهار بود، اما هوا هنوز خیلی سرد بود. با این وجود به هوای تازه احتیاج داشتم. این همه داستان سرایی برای چه؟ زندگی من و اِستِر به آن شکل نبود که در صحبتم گفتم: مثل دو ریلِ مستقیم و همسو نبودیم که همیشه کنار هم باشند و رفتارشان… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (بریدا)

درخششی از نور یک کتاب (بریدا) [ ویکا به بریدا گفت: ] – «هرگز از شک دست نکش. وقتی شکی به جا نماند، معنایش آن است که از حرکت بازمانده ای. بعد خداوند می‌آید و همه چیز را منفصل می‌کند. چون او همواره سبب می‌شود راهی را بپیمایند که نیازمند پیمودنش اند. روش او برای… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (بریدا)

درخششي از نور يك كتاب, مطالب الهام بخش

راهنمای کوهنوردی! (از پائولو کوئیلو)

کوهی را که می‌خواهی از آن بالا بروی انتخاب کن. تحت تاثیر حرف‌های دیگران قرار نگیر که می‌گویند: «فلان کوه قشنگ تر است»، یا«بَهمان کوه راحت تر است». قرار است برای رسیدن به مقصدت، نیرو و شور و شوق زیادی صرف کنی، پس مسئول انتخاب خودتی و باید از کارت مطمئن باشی. زمان نزدیک شدن… ادامه مطلب راهنمای کوهنوردی! (از پائولو کوئیلو)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (مراسم چای)

مراسم چای در ژاپن، در یک مراسم چای شرکت کردم. برای مراسم به اتاق کوچکی می‌روید و به شما چای می‌دهند. در واقع تمامش همین است. فقط همه چیز با چنان مراسم و آیینی انجام می‌شود که یک فعالیت عادی روزمره، به لحظه ی یگانگی با کیهان مبدل می‌شود. استاد چای، اُکاکورا کاکاسو، ماجرا را… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مراسم چای)

درخششي از نور يك كتاب, مطالب الهام بخش

نامه ای به قلبم

نامه ای به قلبم نامه ای به قلبم (پائولو کوئیلو) قلب من … من هرگز تو را سرزنش و محکوم نخواهم کرد. هرگز از آنچه می‌گویی احساس شرم نخواهم کرد. می‌دانم که خداوند تو را در پناه پرتو عشق و جلال خویش می‌گیرد. قلب من… من به تو ایمان دارم. من طرفدار تو هستم و… ادامه مطلب نامه ای به قلبم