درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب

مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

مهمانسرای دو دنیا ژولین: وقتی برای استراحت وارد این مسافرخونه شدم متوجه شدم که دارم چُرت می‌زنم. غیب آموز: مسافرخونه! چه بامزه! یه مسافرخونه! (ماری و غیب آموز نمی‌توانند جلو خنده شان را بگیرند. رئیس هم سعی می‌کند در خنده ی آنها شریک شود.) […] ماری: شما مطمئنین که عمداً نزدین به چنار؟ ژولین: کدوم… ادامه مطلب مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده اند

شعر و ادب

دنیا صحنه نمایشی بیش نیست (شعری از شکسپیر)

دنیا صحنه نمایشی بیش نیست (شعری از شکسپیر) تمام دنیا صحنه ی نمایشی است که مردان و زنان، بازیگران آنند. این بازیگران، زمان ورود و خروج خود را دارند. و هر بازیگری نقش‌های بسیاری را بازی می‌کند. نقش هر مرد بازیگر، هفت دوره ی سنی دارد. در ابتدا، نوزادی است که در آغوش پرستار خود… ادامه مطلب دنیا صحنه نمایشی بیش نیست (شعری از شکسپیر)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب – هملت

درخششی از نور یک کتاب (هملت) تراژدی هملت – پادشاه دانمارک …. صحنه ی اول اطاقی در قلعه (کلادیوس، گرترود، پولونیوس، افیلیا، روزنکرانتز، و گیلدنسترن داخل می‌شوند) کلادیوس – آیا به هیچ طریق مستقیم با غیرمستقیمی‌نتوانسته اید بفهمید که چرا حالت او تا این درجه مغشوش شده و چرا در این روزهای جوانی که باید… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب – هملت