مطالب الهام بخش, نوشته های من

هر روز جدید برایتان چون نوروز باد

هر روز جدید برایتان چون نوروز باد این پست را در ساعات پایانی سال پیش منتشر کرده بودم. گفتم شاید در ساعات پایانی امسال هم دوباره قابل خواندن باشد… شکوفه‌های رنگارنگ، پرنده‌های نغمه خوان، درخت‌هایی که با برگ‌های سبز و روشن خود، چشمانت را نوازش می‌کنند، قطره‌های لطیف و خنک باران، هوای روحبخشی که نفس را در… ادامه مطلب هر روز جدید برایتان چون نوروز باد

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
نوشته های من

صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من

صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من مدتی بود که به فکر ایجاد یک وبلاگ انگلیسی افتاده بودم. جرقه ی این فکر هم بیشتر بخاطر نکته‌های بسیار خوبی بود که محمدرضا شعبانعلی عزیز توی این پست «تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی» نوشته بود. (که توصیه می‌کنم اگر هنوز این مطلب رو نخوندید، و… ادامه مطلب صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (ساحره ی پورتوبلو)

درخششی از نور یک کتاب (ساحره ی پورتوبلو) . … همه ی ما عادت کرده ایم کارها را «آن طور که باید» انجام دهیم. کسی دوست ندارد قدم‌های غلط بردارد، به خصوص وقتی از این غلط آگاه باشد. … یک بار که به محل دروازه‌های ادراک پی ببریم، باز کردن و بستن این درها بسیار… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (ساحره ی پورتوبلو)

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share
قصه های شهرزاد

قصه‌های شهرزاد (۱۳): تاکسی

قصه‌های شهرزاد (۱۳): تاکسی نمیدونم برای شما هم از این دست قصه‌ها! که الان میخوام براتون تعریف کنم، پیش اومده یا نه. دیروز برای طی کردن مسیری، سوار یه تاکسی شدم. اون مسیر رو گاهی با تاکسی میرم و به همین خاطر، مبلغ دقیق کرایه ی اون مسیر رو میدونم. کرایه اش میشه، ۱۵۰۰ تومان.… ادامه مطلب قصه‌های شهرزاد (۱۳): تاکسی

**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share