دل نوشته ها, نوشته های من, چه می توان کرد؟

گاهی بدون ترس، طناب را باید رها کرد

دیروز اتفاق عجیب و جالبی در رابطه با همین وبلاگ – یعنی یک روز جدید – برایم افتاد. و من را یاد داستان قشنگ و آموزنده‌ای درباره رها کردن طناب بدون ترس انداخت که ممکن است خیلی از شما هم آن را شنیده باشید – و محمدرضای عزیز هم در گذشته در مطلبی با عنوان… ادامه مطلب گاهی بدون ترس، طناب را باید رها کرد

نوشته های من

آغاز به کار فروشگاه هنرهای دستی برای هنرمندان خانگی

همانطور که در این دیدگاهم (+) در متمم عزیزمان در درس اهمیت وقفه و خوابیدن روی یک مسئله در توضیح تجربه‌ای در ارتباط با نکات مطرح شده در این درس و تمرین آن بیان کرده بودم؛ بعد از اینکه با نصب پوسته‌ی جدیدی در مداد رنگی، که به سلیقه‌ی خودم امکانات خوب و دوست داشتنی… ادامه مطلب آغاز به کار فروشگاه هنرهای دستی برای هنرمندان خانگی

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

هزار خورشید تابان | کتابی که از خواندنش بسیار لذت بردم

لیلا به او [پدرش] نزدیک‌تر شد و سرش را روی سینه‌ی او گذاشت. به نظر می‌رسید بابا کمی‌جا خورده است. بر عکس مامان، او به ندرت محبت خود را بروز می‌داد. بوسه‌ای روی موهای لیلا زد و به طرز ناشیانه‌ای او را در بغل گرفت. برای لحظاتی در همین حال باقی ماندند و درّه‌ی بامیان… ادامه مطلب هزار خورشید تابان | کتابی که از خواندنش بسیار لذت بردم

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت, نوشته های من, چه می توان کرد؟

نتیجه‌ای که از دو مورد متناقض در کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها و چند نکته دیگر گرفتم

وقتی حرف‌های خوبِ مارک منسون در کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها – کتابی که خیلی دوستش داشتم و آن را بسیار مفید یافتم – را می‌خواندم، متوجه دو مورد متناقض در میان اشاره‌هایی که او در دو جای متفاوت در تایید صحبت‌هایش داشت شدم. (در ادامه برای‌تان می‌گویم که از کدام دو مورد برای‌تان… ادامه مطلب نتیجه‌ای که از دو مورد متناقض در کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها و چند نکته دیگر گرفتم

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, نوشته های من

دغدغه‌های ما و ارزش‌های شخصی ما | اشاره‌ای‌ به کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

اگر کتاب «هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها» (با ترجمه میلاد بشیری) یا هنر ظریف بی خیالی را خوانده باشید – بعید می‌دانم از خواندن این کتاب لذت نبرده باشید. البته من به میانه‌ی این کتاب رسیده‌ام و هنوز تمامش نکردم. چون مطالعه‌اش به تعطیلات نوروز خورد و در خواندنش وقفه ایجاد شد. اما تا اینجا… ادامه مطلب دغدغه‌های ما و ارزش‌های شخصی ما | اشاره‌ای‌ به کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

نوشته های من, چه می توان کرد؟

آیا جهان‌بینی ما، گاهی بیش از حد دراماتیک نیست؟

به جهان بینی بیش از حد دراماتیک فکر می‌کردم، توی چند روز گذشته، که اتفاقات تلخ مربوط به سیل در روزهای سبز آغازین فصل بهار و در این ایام زیبای عید نوروز در کشورمان و برای برخی از مردم عزیزمان پیش آمد (و می‌دانیم که می‌توانست به این تلخی پیش نیاید) و خاطر همه‌ی ما… ادامه مطلب آیا جهان‌بینی ما، گاهی بیش از حد دراماتیک نیست؟

نوشته های من, چه می توان کرد؟

ارزیابی در پایان سال و هدفگذاری برای سال آینده، با طرح چند سوال خیلی ساده

ارزیابی و هدفگذاری پایان سال، سال جدید، و کلمات و عباراتی اینچنین؛ کلمات و مفاهیمی‌هستند که هر سال، به خصوص با رسیدن یک سال به پایانش، در سرِ ما می‌چرخند و ما را کم یا زیاد به فکر کردن در مورد خودمان وا می‌دارند. نمی‌خواهم اینبار در این باره قلم‌فرسایی کنم. قبلاً در مورد پایان… ادامه مطلب ارزیابی در پایان سال و هدفگذاری برای سال آینده، با طرح چند سوال خیلی ساده

نوشته های من

یاد گرفته‌ام که در استفاده از واژه‌‌ها، بیشتر دقت کنم

چند وقت پیش، دوستی (که ایشان را نمی‌شناختم) پیج هنری من توی اینستا را فالو کرده بود، و توی بیو به مهارتی اشاره کرده بود که کنجکاو شدم نگاهی به پیجش بیندازم. توی پیجش عکسی را دیدم که درکنار یکی از دوستان انداخته بود. (در کلاسی که با آموزشهای ایشان شرکت کرده بود) به خاطر… ادامه مطلب یاد گرفته‌ام که در استفاده از واژه‌‌ها، بیشتر دقت کنم

نوشته های من

جادوی نظم در کشوی لباس

چند وقت پیش، کتابی توی کتابفروشی توجهم رو جلب کرد و تصمیم گرفتم بخرم و بخونم: نام این کتاب این هست: جادوی نظم (تحولی در زندگی، با هنر ژاپنی خلوت سازی و ساماندهی) نویسنده ی این کتاب، خانمی‌اهل ژاپن، به نام ماری کاندو است. و روشی که برای برقراری جادوی نظم به کار گرفته است… ادامه مطلب جادوی نظم در کشوی لباس

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم

این نوشته، حاوی ابرازِ چند شگفتی است که در روزهای اخیر دست به دست هم دادند و به من لذتِ تاملی بیش از اندازه بخشیدند. امیدوارم بتوانم در پیوند دادنِ این چند حسِ شگفتیِِ درونم در بیرون به کمک کلمات، موفق شوم. اولی مربوط به خواندن یک نقل قول از آلبرت شوایتزر می‌شود که به… ادامه مطلب کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم