با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, داستان های واقعی الهام بخش٬, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

با اطمینان می‌دانم که… و خانم رئیس – دو کتاب الهام‌بخشِ این روزهای من

گاهی اوقات که احساس می‌کنم برنامه‌هام اونطور که باید، یا دلم میخواد پیش نمیره،

یا با چالشی روبرو شدم که داره انرژی زیادی ازم میگیره،

و به تصور خودم، باتریم خالی شده یا در حال خالی شدن هست،

(در کنار مطالب و درسهای خوب متمم) به سراغ کتابی میرم که این انرژی و انگیزه‌ی تحلیل‌رفته رو دوباره بهم برگردونه.

و به اصطلاح، شارژم کنه.

و  واقعاً هم این روش، تا حد زیادی برای من مؤثره.

توی روزهای اخیر، کتاب با اطمینان می‌دانم که… – (What I Know for Sure) از اپرا وینفری رو خوندم.

اپرا رو خیلی دوست دارم و برای من یکی از اون زنان الهام‌بخشه که با نگاه مثبت به خودش و به جهان، و تلاش برای خوشحال کردن خودش و خوشحال کردن دیگران، به رضایت و جایگاهی که امروز داره دست پیدا کرده.

در ادامه‌ی این نوشته بخش کوچکی از کتابش رو براتون می‌نویسم.

اما قبل از اون، بذارید بگم کتاب بعدی که بعد از کتاب اپرا شروع به خوندنش کردم و الان در میانه‌ی سفر با این کتاب هستم،

و خوندنش برام دوست‌داشتنی و الهام‌بخش و انگیزه‌بخش هست،

کتاب خانم رئیس (Girlboss#) از سوفیا آموروسو هست.

سوفیا در این کتاب، از تجربه‌های مختلف زندگیش میگه و اینکه چطور شکست‌های کوتاه‌مدت نتونستن او رو متوقف کنن،

و در عوض با خلاقیت‌ها و پشتکاری که از خودش به خرج داد، او رو به سمت موفقیت‌های بزرگ هدایت کردند.

به نظر من، سوفیا داستان شخصی خودش رو داره و با داستان زندگی خودش، به موفقیت امروزش دست پیدا کرده.

هرکدوم از ما هم، داستان شخصی و زندگی خودمون رو داریم.

و به گمان من، اگر بخواهیم و البته براش تلاش هم بکنیم – فارغ از اینکه کجای این جهان زندگی می‌کنیم، جنسیتمون چیه، سنمون چقدره، شرایط‌مون چطوریه و بسیاری عوامل دیگر،

قادر خواهیم بود با داستان شخصی خودمون به چشم‌اندازی که تعیین کردیم برسیم.

شاید کمی‌زودتر، شاید کمی‌دیرتر،

و مهم تر از اون اینکه، روح و عشق و شور و شوق و اشتیاق و انگیزه رو در خودمون زنده نگه داریم.

ضمن اینکه در این مسیر، به نظر من، بیشترین کمکی که ما میتونیم به خودمون بکنیم اینه که از الگوهای فکری و پیش‌فرض‌های ذهنی که طی قرن‌ها و سالها در ذهن خود ما و ذهن دیگران شکل گرفته و این قدرت رو دارن که ما رو محدود، یا حرکت‌مون رو کند کنند فاصله بگیریم،

و تا جای ممکن، اونها رو نادیده‌ بگیریم.

و در عوض، به خودمون و به توانایی‌ها و هوش و خلاقیت‌مون و به کارهایی که شاید فقط از خود ما بر میاد باور داشته باشیم.

به باور من، این مایندست و مدل ذهنی ماست که میتونه تعیین‌کننده‌ترین نقش رو در رضایت‌های درونی، موفقیت‌های بیرونی، و کیفیت انگیزه‌ها و تلاش‌ها و اشتیاق‌های ما برای رسیدن به چشم‌اندازی قشنگ‌تر و متعالی‌تر داشته باشه.

***

حالا اگه موافق باشین، متن کوچکی از هر دو کتاب رو در پایان این نوشته بخونیم:

***

“من طرفدار نیرو و لذتی هستم که از شکرگزاری به دست می‌آید.

و قبلاً به طور منظم و هر روزه، پنج نعمتی که در آن روز بخاطرش شکرگزار بودم می‌نوشتم.

اما چند سال پیش، وقتی داشتم دفترم را ورق می‌زدم، از این که چرا مدتی است نمی‌توانم از لذت‌های کوچک لذت ببرم، تعجب کردم.

حالا نسبت به سال ۹۶ ثروت، مسئولیت و شور و شوق بیشتری به دست آورده‌ام.

به نظر می‌رسد همه چیزم به جز شادی در زندگی‌ام رشد پیدا کرده است.

چطور با همه امکاناتی که دارم به یکی از آن آدم‌هایی تبدیل شده‌ام که برای احساس شادی وقت ندارد؟

به سمت راه‌های بسیاری کشیده شده بودم و چیز زیادی احساس نمی‌کردم، بس که همیشه سرم شلوغ بود.

اما واقعیتش این است که در سال ۹۶ هم سرم شلوغ بود.

فقط آن موقع من برای خودم اولویتی ترتیب داده بودم که هر طور شده روزانه به دنبال چیزهایی که به خاطرشان باید شکر نعمت بگویم، باشم و این طوری همیشه چیزی برای سپاس‌گزاری پیدا می‌شد.

بعضی وقت‌ها آن قدر ما بر روی سختی قله‌ای که می‌خواهیم فتحش کنیم، متمرکز می‌شویم که یادمان می‌رود باید برای داشتن کوهی که می‌توانیم ازش بالا برویم، شکرگزار باشیم.

زندگی من هنوز خیلی شلوغ است، اما به طور مداوم از این که قدرت دارم به کارهایم ادامه دهم، شکرگزاری می‌کنم و دوباره شروع کردم به یادداشت روزانه‌ی شکرگزاری‌هایم (این دفعه به صورت الکترونیکی)

این طوری هر وقت موردی برای شکرگزاری وجود داشته باشد، سریع متوجه‌اش می‌شوم.

با اطمینان می‌دانم سپاس‌گزاری هرآن چه در زندگی برایت رخ می‌دهد، جهانت را به کلی دگرگون می‌کند.

وقتی به جای تمرکز بر نداشته‌هایت، بر دارایی‌هایت آگاهی داشته باشی، خوبی‌های بیش‌تری برای خودت جمع می‌کنی.

با اطمینان می‌دانم که اگر وقت کوچکی از روزت را به سپاس‌گزاری اختصاص دهی، از نتیجه‌اش شگفت‌زده می‌شوی.”

«با اطمینان می‌دانم که…» / What I Know for Sure / اپرا وینفری /  ناشر: Macmillan / ترجمه: یاسمن رضایی / نشر میلکان

****

“اگر باور داشته باشید کاری که انجام می‌دهید نتیجه‌ای مثبت دارد، حتما همین طور خواهد شد،

حتی اگر این نتیجه خیلی زود به دست نیاید.

اگر در کاری که انجام می‌دهید ثابت‌قدم بمانید، در هر کار و هر عملی، مطمئن باشید که نتیجه‌ای مثبت عاید شما خواهد شد.”

«خانم رئیس» / Girlboss# / سوفیا آموروسو / ناشر: Penguin / ترجمه: فرنوش جزینی / نشر پارو

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن

4 دیدگاه در “با اطمینان می‌دانم که… و خانم رئیس – دو کتاب الهام‌بخشِ این روزهای من

  1. شهرزاد عزیزم
    اول
    اینکه خوشحالم در این جهان تو رو دیدم. اینکه آدم دلش برای کسی تنگ بشه، خیلی خوبه.
    دوم
    کتابی که از اپرا معرفی کردی معرکه است. من هم اون رو تهیه می‌کنم. چون شکرگزاری رو خیلی دوست دارم. توضیحاتت خیلی خوب بود.
    سوم
    یاد این جملۀ‌هاروکی موراکامی‌هم افتادم:
    مهم ارادۀ بردن است
    وگرنه در زندگی واقعی
    گاهی می‌بری
    گاهی می‌بازی…

    1. آیدا جان.
      لطف داری دوست خوب من.
      میدونی. به نظر من هم، این اتفاق قشنگیه که توی مقطعی از زندگی مون این شانس رو داشته باشیم که با فرد یا دوست جدیدی آشنا بشیم، که بودنش، حس خوبی بهمون میبخشه. و حس میکنیم دنیامون به هم نزدیکه.
      تو هم برای من یکی از اون آدمهایی.

      خیلی خوشحالم که معرفی کتاب اپرای عزیز رو دوست داشتی. امیدوارم از خوندنش هم، مثل من لذت ببری.

      جمله‌هاروکی موراکامی‌هم زیبا و قابل تامله. ممنون که برام نوشتی.

      همیشه خوب و خوش، و پراحساس باشی. 🙂

  2. من خدارو شکر می‌کنم که در اوج نگرانی‌ها و سختی‌ها می‌تونم به صفحه یک روز جدید سر بزنم و کلی انرژی مثبت بگیرم تازه یه کتاب خوب هم عنوانش را پیدا کنم.

    1. رها جان.
      من هم خداروشکر میکنم بخاطر مخاطب عزیزی مثل تو که کلی با این کامنت قشنگش بهم انرژی داد. 🙂
      راستی. خوشحالم که تونستم یه مخاطب خوب دیگه‌ی وبلاگم رو بشناسم.:)
      همیشه شاد و پر از انرژی مثبت باشی.
      و به یک روز جدید هم سر بزنی. 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *