دل نوشته ها

دنیا با این ماسک‌ها…

روزی سهراب گفت: “کاش این مردم دانه‌های دلشان پیدا بود.” و ما امروز، به لبخندی هم قانعیم. چقدر این روزها دنیا با این ماسک‌ها قشنگ نیست، و من با خودم فکر میکنم: کاش این مردم، لبخندهاشان پیدا بود. پایم را از خانه بیرون می‌گذارم و حس میکنم دوباره همان خواب آشفته‌ای را می‌بینم که گویی… ادامه مطلب دنیا با این ماسک‌ها…

دل نوشته ها

شبکه اجتماعی، بسیار اجتماعی

شبکه اجتماعی، بسیار اجتماعی! این عنوان را از عنوان کتاب  «انسانی، بسیار انسانی» نیچه الهام گرفتم. چیزی که توی ذهنمه و میخوام بنویسمش اینه که: نمیدونم شما هم توی سالهای اخیر این موضوع رو تجربه کردین یا نه؟ اول بذارین برگردیم به سالهای قبل. سالهای قبل که فقط با کامپیوتر و لپ‌تاپ میتونستی به اینترنت… ادامه مطلب شبکه اجتماعی، بسیار اجتماعی

دل نوشته ها, چه می توان کرد؟

یاد گرفتم که قبل از هر تصمیمی، به دردهای احتمالی پیامدش فکر کنم

دو تا از دندونهای عقلم بعد از اینکه چند سال پیش، دکتر دندانپزشک عزیز و دوست‌داشتنی‌ام اونها رو برام ترمیم کرده بود، متاسفانه بعد از چند سال قسمتی از هر کدوم شکست و من هم تنبلی کردم و زودتر نرفتم و وقتی رفتم به دکترم نشون دادم گفت دیگه نمیشه کاریشون کرد و ناچاری هر… ادامه مطلب یاد گرفتم که قبل از هر تصمیمی، به دردهای احتمالی پیامدش فکر کنم

داستان های واقعی الهام بخش٬, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

دوست‌داشتنی‌ترین اتفاق این ماه‌هایم – داستان زندگی این کبوترها

بدون شک، دوست‌داشتنی‌ترین اتفاق زندگی من در ماه‌های اخیر، شاهدبودنِ از نزدیک و بی‌واسطه‌ی داستان شگفت‌انگیز زندگی این کبوترها بود. داستانی که تقریبا یک ماه طول کشید، و هر روز  و هر وقت که شانس دیدن این داستان را داشتم، یک شگفتی جدید برایم به همراه داشت. از زمانی که کبوترِ مادر، در این آشیانِ… ادامه مطلب دوست‌داشتنی‌ترین اتفاق این ماه‌هایم – داستان زندگی این کبوترها

دل نوشته ها, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, عشق, مطالب الهام بخش

چه خوبند خوبیها | با اشاره به فایل صوتی گفتگو با دهاتی

نمیدونم چی شد که یاد فایل صوتی «گفتگو با دهاتی» (از فایلهای رادیو مذاکره) افتادم، که چند سال پیش – در همون زمان ضبط و انتشارش توسط محمدرضا شعبانعلی بهش گوش داده بودم. بعد یادم افتاد که این فایل صوتی، برای من یک معنای خاصی داشت. ولی از شما چه پنهون، اصلاً یادم نبود چرا؟… ادامه مطلب چه خوبند خوبیها | با اشاره به فایل صوتی گفتگو با دهاتی

توسعه مهارت هاي فردي, مطالب الهام بخش, نوشته های من

Analysis paralysis در مقابلِ قضاوت و تصمیم عجولانه. دو وضعیتی که بهتر است مراقبشان باشیم

Analysis paralysis این اصطلاحی است که تقریبا به تازگی – در حین خواندن یک مقاله انگلیسی – با آن آشنا شدم و مثل برخی موضوعات جدیدی که تازه به گوشم می‌خورند یا برای اولین بار با آنها اشنایی پیدا می‌کنم بسیار برایم جذابیت داشت، و حس کردم پنجره‌ی جدیدی را در ذهنم باز کرد. دو… ادامه مطلب Analysis paralysis در مقابلِ قضاوت و تصمیم عجولانه. دو وضعیتی که بهتر است مراقبشان باشیم

دل نوشته ها

اقتصاد هدیه، یکی از نکات آموزنده از اینستاگرام محمدرضا شعبانعلی (+ یک پی‌نوشت)

از وقتی که محمدرضا شعبانعلی عزیز به اینستاگرامش mrshabanali@ برگشته، جدا از اینکه میتونیم از این طریق، هر روز حضورش رو بیشتر حس کنیم و بیشتر در جریان حرفها و دغدغه‌هاش قرار بگیریم (که این برای همه ی ما ارزشمند و دوست داشتنیه)، موضوعی که برام خیلی جالب بود و هست اینکه توی همین حاشیه،… ادامه مطلب اقتصاد هدیه، یکی از نکات آموزنده از اینستاگرام محمدرضا شعبانعلی (+ یک پی‌نوشت)

دل نوشته ها

بودنِ عزیزانمان را در هر روز جدیدی که تجربه میکنیم، در دلمان جشن بگیریم

هفته‌ی پیش، بزرگترین عمویمان را به دلیل ایست قلبی از دست دادیم. عمو جواد عزیزم. سنش بالا بود و از پدرم هم بزرگ‌تر بود. اما تا آخرین روزهای عمرش تقریباً سالم و سرحال بود. عمو جوادم، جدا از اینکه ما گاهی از خانه بهش زنگ می‌زدیم و با او و زنمویم صحبت می‌کردیم و آنها… ادامه مطلب بودنِ عزیزانمان را در هر روز جدیدی که تجربه میکنیم، در دلمان جشن بگیریم

توسعه مهارت هاي فردي, میکرواکشن های من, نوشته های من

تغییر اسم مداد رنگی به آرتینا

در هفته‌ها و روزهای گذشته، وقتی تصمیم گرفتم که نام مداد رنگی را تغییر بدهم، و در این تصمیم عزمم را جزم کردم، شوکی را در روند و روتین فعالیتهایم تجربه کردم که اگرچه پر از استرس و پر چالش بود اما فرصتهای یادگیری زیادی برایم داشت. راستش را بخواهید قبل از عملی کردن این… ادامه مطلب تغییر اسم مداد رنگی به آرتینا

دل نوشته ها

وطنم…

این روزها – که با تعبیر زیبای محمدرضای عزیز (دلتنگی برای وطن) – این نوع حس بد دلتنگی در من هم به اوج خودش رسیده، و البته با حرص خوردن و غصه خوردن در هم آمیخته، همونطور که اونجا هم نوشتم، این بیت سعدی – وقتی وطن را به جایِ و در کنارِ جان میگذارم… ادامه مطلب وطنم…