دل نوشته ها, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, عشق, مطالب الهام بخش

چه خوبند خوبیها | با اشاره به فایل صوتی گفتگو با دهاتی

نمیدونم چی شد که یاد فایل صوتی «گفتگو با دهاتی» (از فایلهای رادیو مذاکره) افتادم، که چند سال پیش – در همون زمان ضبط و انتشارش توسط محمدرضا شعبانعلی بهش گوش داده بودم. بعد یادم افتاد که این فایل صوتی، برای من یک معنای خاصی داشت. ولی از شما چه پنهون، اصلاً یادم نبود چرا؟… ادامه مطلب چه خوبند خوبیها | با اشاره به فایل صوتی گفتگو با دهاتی

توسعه مهارت هاي فردي, مطالب الهام بخش, نوشته های من

Analysis paralysis در مقابلِ قضاوت و تصمیم عجولانه. دو وضعیتی که بهتر است مراقبشان باشیم

Analysis paralysis این اصطلاحی است که تقریبا به تازگی – در حین خواندن یک مقاله انگلیسی – با آن آشنا شدم و مثل برخی موضوعات جدیدی که تازه به گوشم می‌خورند یا برای اولین بار با آنها اشنایی پیدا می‌کنم بسیار برایم جذابیت داشت، و حس کردم پنجره‌ی جدیدی را در ذهنم باز کرد. دو… ادامه مطلب Analysis paralysis در مقابلِ قضاوت و تصمیم عجولانه. دو وضعیتی که بهتر است مراقبشان باشیم

دل نوشته ها

اقتصاد هدیه، یکی از نکات آموزنده از اینستاگرام محمدرضا شعبانعلی (+ یک پی‌نوشت)

از وقتی که محمدرضا شعبانعلی عزیز به اینستاگرامش mrshabanali@ برگشته، جدا از اینکه میتونیم از این طریق، هر روز حضورش رو بیشتر حس کنیم و بیشتر در جریان حرفها و دغدغه‌هاش قرار بگیریم (که این برای همه ی ما ارزشمند و دوست داشتنیه)، موضوعی که برام خیلی جالب بود و هست اینکه توی همین حاشیه،… ادامه مطلب اقتصاد هدیه، یکی از نکات آموزنده از اینستاگرام محمدرضا شعبانعلی (+ یک پی‌نوشت)

دل نوشته ها

بودنِ عزیزانمان را در هر روز جدیدی که تجربه میکنیم، در دلمان جشن بگیریم

هفته‌ی پیش، بزرگترین عمویمان را به دلیل ایست قلبی از دست دادیم. عمو جواد عزیزم. سنش بالا بود و از پدرم هم بزرگ‌تر بود. اما تا آخرین روزهای عمرش تقریباً سالم و سرحال بود. عمو جوادم، جدا از اینکه ما گاهی از خانه بهش زنگ می‌زدیم و با او و زنمویم صحبت می‌کردیم و آنها… ادامه مطلب بودنِ عزیزانمان را در هر روز جدیدی که تجربه میکنیم، در دلمان جشن بگیریم

نوشته های من

یکی از بدترین صبح‌های عمرم…

امروز صبح که با چشم‌های پف کرده از سرگیجه و بیخوابی و بیقراری دیشب از خواب بیدار شدم، یکی از بدترین صبح‌های تمام عمرم را تجربه کردم. دلم می‌خواست همه چیز فقط یک خواب بود. اما نبود. چطور یک لحظه به خاطر خودخواهی تمام خودم، و به خاطر یک خواسته‌ی بی‌ارزشم، همدلی‌ام را به پایین‌ترین… ادامه مطلب یکی از بدترین صبح‌های عمرم…

توسعه مهارت هاي فردي, میکرواکشن های من, نوشته های من

تغییر اسم مداد رنگی به آرتینا

در هفته‌ها و روزهای گذشته، وقتی تصمیم گرفتم که نام مداد رنگی را تغییر بدهم، و در این تصمیم عزمم را جزم کردم، شوکی را در روند و روتین فعالیتهایم تجربه کردم که اگرچه پر از استرس و پر چالش بود اما فرصتهای یادگیری زیادی برایم داشت. راستش را بخواهید قبل از عملی کردن این… ادامه مطلب تغییر اسم مداد رنگی به آرتینا

دل نوشته ها

وطنم…

این روزها – که با تعبیر زیبای محمدرضای عزیز (دلتنگی برای وطن) – این نوع حس بد دلتنگی در من هم به اوج خودش رسیده، و البته با حرص خوردن و غصه خوردن در هم آمیخته، همونطور که اونجا هم نوشتم، این بیت سعدی – وقتی وطن را به جایِ و در کنارِ جان میگذارم… ادامه مطلب وطنم…

توسعه مهارت هاي فردي, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

لذتِ خلق

خلق کردن، لذت شگفت‌انگیزی داره. حتی اگه خلقِ یه کاردستی کوچولو باشه. دیروز که این جعبه‌ی کوچولوی قشنگ رو درست کردم و گذاشتمش کنار اکسسوریها و کارهای هنریم، هروقت چشمم بهش میفته، یه لبخند دلنشین روی لبم میشینه و یه شعف گرمی‌رو توی درونم احساس میکنم. حتی توی دلم بهش میگم: عزیییزم. وای. چه خوشگله!… ادامه مطلب لذتِ خلق

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, داستان های واقعی الهام بخش٬, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

با اطمینان می‌دانم که… و خانم رئیس – دو کتاب الهام‌بخشِ این روزهای من

گاهی اوقات که احساس می‌کنم برنامه‌هام اونطور که باید، یا دلم میخواد پیش نمیره، یا با چالشی روبرو شدم که داره انرژی زیادی ازم میگیره، و به تصور خودم، باتریم خالی شده یا در حال خالی شدن هست، (در کنار مطالب و درسهای خوب متمم) به سراغ کتابی میرم که این انرژی و انگیزه‌ی تحلیل‌رفته… ادامه مطلب با اطمینان می‌دانم که… و خانم رئیس – دو کتاب الهام‌بخشِ این روزهای من

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت, شعر و ادب, نوشته های من

ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

پیش نوشت: این نوشته فقط و فقط یک دیدگاه و حس شخصی است. ممکن است شما جور دیگری فکر یا احساس کنید. *** بنا به اتفاق، داشتم به یک موضوعی فکر میکردم. به اینکه: ما خطاب به یک شخص، یا در پیش دیگران، و یا در خلوت خودمان، و با در نظر گرفتن نوع رابطه یا… ادامه مطلب ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟