آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت, شعر و ادب, نوشته های من

ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

پیش نوشت: این نوشته فقط و فقط یک دیدگاه و حس شخصی است. ممکن است شما جور دیگری فکر یا احساس کنید. *** بنا به اتفاق، داشتم به یک موضوعی فکر میکردم. به اینکه: ما خطاب به یک شخص، یا در پیش دیگران، و یا در خلوت خودمان، و با در نظر گرفتن نوع رابطه یا… ادامه مطلب ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

دل نوشته ها, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, مطالب الهام بخش

در کنار هم بودن‌ها و به هم پیوستن‌ها

پیش نوشت: این نوشته کاملاً یک دلنوشته هست. اما دلم میخواد آخرش ازش یه نتیجه بگیرم که برای خودم قابل تامله. شاید برای شما هم باشه.   امروز مصادف هست با تولد مربی عزیزمون (باشگاه) که چند ماه پیش، ایران را به قصد مهاجرت به کانادا ترک کرد. پارسال، دقیقا در چنین روزی، بعد از… ادامه مطلب در کنار هم بودن‌ها و به هم پیوستن‌ها

نوشته های من

چند پیشنهاد برای صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین – به نقل از Neil Patel

چند وقت پیش مطلبی را از Neil Patel می‌خواندم که دوست داشتم دو سه نکته از آن را که به نظرم جالب‌تر بود و دانستن‌شان ممکن است بتواند برای ما هم مفید باشد با شما به اشتراک بگذارم. البته شاید بهتر باشد در ابتدای نوشته این نکته را بگویم که این مطلب احتمالاً برای دوستانی… ادامه مطلب چند پیشنهاد برای صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین – به نقل از Neil Patel

دل نوشته ها

همزیستی نامسالمت‌آمیز! و چند نکته‌ی کوچک دیگر

این روزها دیگه بیشتر از این که پیش‌بینی کنن این وضعیت کرونایی کی و چه وقت به پایان میرسه، آب پاکی رو ریختن روی دستمون و میگن: “باید زندگی، و همزیستی با کرونا رو برای مدت نامعلومی‌یاد بگیریم.” داشتم فکر میکردم که این زندگی و همزیستی، بر خلاف تمام همزیستی‌هایی که قبلا در موردشون شنیده… ادامه مطلب همزیستی نامسالمت‌آمیز! و چند نکته‌ی کوچک دیگر

دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, زنگ تفریح, نوشته های من

سه اپلیکیشنی که شاید برای این روزها دوستشان داشته باشید

توی چند روز اخیر چند تا ‌اپ جدید رو روی گوشیم امتحان کردم. از بین اونها این سه اپلیکیشن – به خصوص برای این روزها – به نظرم جالب اومدنُ‌و فعلا روی گوشیم نگهشون داشتم. گفتم اونها رو خیلی خلاصه به شما هم معرفی کنم تا اگر دوست داشتید شما هم نصبشون کنید و با… ادامه مطلب سه اپلیکیشنی که شاید برای این روزها دوستشان داشته باشید

نوشته های من

تغییر مفهومِ دوست داشتن، در این روزها

داشتم فکر می‌کردم برخی مفاهیم و معیارها می‌توانند در شرایطی خاص و متفاوت از همیشه، دستخوش تغییراتی بشوند. و ما در آن شرایط خاص، ناگزیریم و حتی گاهی مسئولیم که بدون اصرار به حفظ مفاهیم معمول ای که تا پیش از این و همیشه به آنها عادت کرده بودیم، هر چند موقت با این تغییرات… ادامه مطلب تغییر مفهومِ دوست داشتن، در این روزها

نوشته های من

قدردانی از سیستم رهگیری مرسوله پستی شرکت ملی پست

مقدمه: ۲۵ام یک سفارش اینترنتی برای دو تا از دست‌سازه‌هام (جامدادی جاموبایلی چوبی رومیزی رنگارنگ و کارت تبریک تولد با ریسه‌های رنگی) توی سایت مداد رنگی داشتم از خانمی‌به نام مهشید، ساکن طرشت تهران. (راستی. چوب بستنی‌های رنگی و مقواهای سفیدم در حال تموم شدنن! این روزها هم که نمیشه رفت خرید…) نوشته بود اگه… ادامه مطلب قدردانی از سیستم رهگیری مرسوله پستی شرکت ملی پست

آهنگ هاي شگفت انگيز

فقط برای به اشتراک گذاشتن لذت شنیدن یک آهنگ شگفت‌انگیز

این آهنگی که میخوام لینک شنیدنش – در soundcloud – رو براتون بذارم، آهنگیه که خیلی وقت بود دنبالش بودم اما اسمش رو نمیدونستم. تا بالاخره اسمش رو پیدا کردم. آهنگ شگفت انگیز Habibti از Tim Gill و تونستم این آهنگ رو به طور کامل گوش بدم. و میدونم که بارها و بارها بهش گوش… ادامه مطلب فقط برای به اشتراک گذاشتن لذت شنیدن یک آهنگ شگفت‌انگیز

درخششي از نور يك كتاب, مطالب الهام بخش

“در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما نه بی تفاوت” | تکه‌هایی از یک کل منسجم

توی این روزها دارم کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم از پونه مقیمی رو میخونم و از خوندنش لذت می‌برم. امروز به تکه‌ای از کتاب رسیدم و حس کردم که چقدر برای شرایط امروز ما مناسب هست. گفتم اینجا بنویسمش و بتونیم اینجا با هم بخونیمش: *** در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما… ادامه مطلب “در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما نه بی تفاوت” | تکه‌هایی از یک کل منسجم

دل نوشته ها, زنگ تفریح

اندر احوالات این روزها… (۲)

پیش نوشت: دیدم که چند تا از دوستای خوبم از پست قبلی – اندر احوالات این روزها… – استقبال کردن، گفتم ادامه اش بدم. 🙂 *** یکی از همکارامون (آقا) با چهره ای مستاصل اومده بهمون میگه: “مرطوب کننده ندارین؟ دستم خیلی خشک شده.” *** داداشم تلفنی بهم می‌گه: “شهرزااد. به خصوص وقتی میری پمپ بنزین و… ادامه مطلب اندر احوالات این روزها… (۲)