زنگ تفریح

زنگ تفریح | گربه‌ی کتابخوان (چند کلیپ)

دوست‌داشتنی‌ترین عکس‌ها و فیلم‌ها و کلیپ‌ها برای من، اون‌هایی هستند که مربوط به گربه‌های بامزه و سگ‌های ناز و طوطی‌ها و … کلاً حیوانات هستن.

(البته به استثنای اون فیلم‌ها و عکس‌هایی که در اون‌ها این طفلکی‌ها رو مجبور می‌کنن کارهای عجیب و غریبی انجام بدن، یا لباس‌هایی تنشون می‌کنن که اذیت‌شون می‌کنه)

یکی از تفریحاتم اینه که گاهی این عکس‌ها و فیلم‌ها رو به خصوص توی اینستاگرام ببینم و همیشه هم لبخند روی لبم می‌نشونن و گاهی هم حتی خنده‌‌، و واقعا دلم می‌خواد همونموقع پیش‌شون بودم.

حالا جهت به روزرسانی یک روز جدید، دوست داشتم فقط چند عدد از این‌ها رو به شما نشون بدم.

شاید شما هم دوست داشته باشین. 🙂

 

 

 

 

 

 

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن

4 دیدگاه در “زنگ تفریح | گربه‌ی کتابخوان (چند کلیپ)

  1. سلام شهرزاد جان
    چقدر خوب بودن کلیپ‌هایی که گذاشته بودی. از دیدن همشون لذت بردم مخصوصا آخری. از دیدن خودت هم کنار زاینده رود شکلاتی خوشحال شدم.
    امیدوارم سال پیش رو برات سال خوبی باشه.
    شهرزاد، همونطور که محمدرضا در مورد تروریست‌ها میگه اونا اصلا قصدشون تخریب نیست بلکه دیده شدنه، به نظرم ترول‌های اینچنینی هم بیشتر قصدشون دیده شدن به هر نحویه، و با هر بار دیده شدن انگیزه میگیرن برای تکرار این کار.
    به نظرم بهترین کار همون فرستادن به جفنگه.

    1. دوست خوب و مهربونم، محمدصادق حالش چطوره؟ 🙂
      سلام. امیدوارم تو هم سال، و سالهای خوب و پربار و رضایتبخشی پیش رو داشته باشی.
      خوشحالم که از دیدن کلیپ‌ها لذت بردی وخوشحال شدم برام نوشتی.

      در مورد ترول‌ها و جفنگیجات شون هم کاملاً درست میگی، و این نکته رو همیشه یادم هست.
      همیشه هم همین کار رو میکنم اگه جفنگی در کار باشه. گاهی حتی بیرحمانه تر – اگه تکرار بشه – آی پی مربوطه رو هم بلاک می‌کنم.
      ولی این یکی رو – برای اولین و آخرین بار تایید کردم (البته موقت، و میخواستم بعدا پاکش کنم) چون واقعاً دلم میخواست براشون دعای طلب آرامش از خداوند بکنم، چون از شواهد بر میاد که واقعاً بهش نیاز دارن.
      امیدوارم که این دعا مستجاب بشه، یا اگه نشد، حداقل خودشون برای رسیدن به آرامش، اقدام مثبتی انجام بدن.

  2. اولی رو که دیدم یاد مفهوم گوسفند نگری افتام. به خاطر این بود که گربهه هم توی ورق زدن مشارکت داره و گاهی هم با دندونش برگه‌ رو می‌گیره.
    وقتی کاور کلیپ دومی‌رو دیدم و قبل از اینکه پلی کنم، گفتم: وا! این چیه شهرزاد گذاشته؟ شهرزاد که کلیپ میک‌آپ و آرایش نمی‌ذاره! حتماً از دستش در رفته. هیچ دیگه. پلی که کردم گرفتم قضیه از چه قراره.
    سومی‌رو که دیدم پیش خودم فکر کردم بچه‌ی آدم به راحتی و ریلکسی وای‌نمیسه که بابا یا مامانش حمومش بدن. اینو ببین تو رو خدا!
    برای چهارمی‌باید بگم “بدون شرح”. کلی حرف داره.
    پنجمی‌رو که دیدم دلم یکیش رو خواست.
    ششمی‌رو هم که دیدم، گفتم: سلام

    فقط میگما؛ کیفت یه ذره سنگین نیست؟ نگران کتفتم.

    مورد قالب جدید مدادرنگی هم خواستم بگم، به نظرم جذاب‌تر شده.

    1. محسن عزیز. ممنون از توصیفات جالبت در مورد کلیپ‌ها.
      راستش خودم هم می‌خواستم واسه هر کدوم یه چیزی بنویسم، اما گفتم خودشون اونقدر جالب و دوست داشتنی هستن که نیازی به حرفهای من نیست.
      اولی که آدم واقعاً دلش براش ضعف میره. یه موجود، اینقدر دوست داشتنی آخه…
      دومی: واقعا آدم خنده اش می‌گیره. این حیوونای نازنین از دست کارهای ما آدمها چه حیرت‌ها و تعحجب‌هایی که نمی‌کنن!:)
      سومی: دیدی چه گربه ی باوقاریه؟ با اون چشمهای فوق العاده اش.
      چهارمی‌که هر بار که می‌بینمش اشکمو درمیاره.
      پنجمی‌هم دیوونه کننده است.

      در مورد قالب جدید مداد رنگی هم ممنونم. خودم هم دوستش دارم و حالا که عوضش کردم تازه متوجه شدم تم قبلی چقدر ضایع بود. 🙂 (البته هنوز هم خیلی کار داره)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *