آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت, شعر و ادب, نوشته های من

ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

پیش نوشت: این نوشته فقط و فقط یک دیدگاه و حس شخصی است. ممکن است شما جور دیگری فکر یا احساس کنید.

***

بنا به اتفاق، داشتم به یک موضوعی فکر میکردم.

به اینکه:

ما خطاب به یک شخص،

یا در پیش دیگران،

و یا در خلوت خودمان،

و با در نظر گرفتن نوع رابطه یا جایگاه خودمان یا جایگاه دیگری در این ارتباط،

چگونه از دیگران نام می‌بریم؟

و این شکل نام بردن، چه چیزی را در مورد ما، در مورد احساس ما، در مورد برداشت ما و در مورد شخصیت یا ویژگی‌ها یا روحیات ما به خودمان و به دیگران نشان می‌دهد؟

به نظر شخصیِ من،

اگر فردی از اینکه نام یا نام خانوادگی‌اش را در حالت عمومی، ناقص یا به شکل دیگری تلفظ ‌کنند، ناراحت نمی‌شود یا ناراحتی‌اش را بروز نمی‌دهد، یا به روی خودش نمی‌آورد،

این احتمالاً نشان از بزرگواری‌اش می‌دهد.

فکر میکنم هیچ‌کدام از ما دل‌مان نمی‌خواهد که نام یا نام خانوادگی‌مان – (که خودمان را با آن، به دیگران معرفی کرده‌ایم و خودمان را به آن نام، می‌شناسیم و دیگران هم ما را به آن نام، می‌شناسند) – توسط دیگران (به طور عام) به طور کامل و محترمانه گفته نشود، یا به صورتی من‌درآوردی بیان شود.

به گمان من، دوستان خیلی نزدیک یا خانواده‌ی ما این اجازه را دارند که به دلیل صمیمیت یا حس خاص نزدیک محبت‌آمیزشان به ما – تا جایی که می‌دانیم به ما بی‌احترامی‌نشده است، یا از روی بی‌حوصلگی یا هر چیز ناخوشایند دیگری نبوده است – ما را همیشه یا گاهی، جور دیگری صدا بزنند.

و اصلاً این برای ما، به نوعی حتی قشنگ و دوست‌داشتنی هم خواهد بود.

به عنوان مثال:

یکی از برادرهای من، بعضی وقت‌ها که می‌خواهد با حس محبت‌آمیزتر یا شوخ‌تری خطابم کند می‌گوید: شهرزااادی.

اون یکی داداشم هم گاهی – قبلنها البته بیشتر بود – به من می‌گوید: شَ شَ. 🙂

یکی از دوست‌های عزیز و صمیمی‌دانشگاهم – فرزانه – هم گاهی بهم می‌گفت: شَ شَ.

یا من خیلی وقت پیش‌ها و در یک مقطع زمانی کوتاه، خودم را توی یاهو مسنجر با «شری» معرفی کرده بودم و مسلماً کسی که با من در آنجا آشنا میشد می‌توانست من را با همین نام خطاب قرار بدهد.

و اینها تازه برایم یک‌جورهایی قشنگ و دوست داشتنی هست.

اما مسلماً اگر فرد دیگری که به من دور یا دورتر است و دوست نزدیک من نیست،

یا ارتباط نزدیک یا خاص یا عاطفی‌ای بین ما وجود ندارد من را با این شکل‌ها خطاب قرار دهد، فکر نکنم زیاد برایم قشنگ باشد و از این موضوع خوشحال بشوم.

(حالا اینها را برای مثال گفتم)

حالا بیایید این موضوع را تعمیم بدهیم به کسانی که برایشان احترام خاصی قائل هستیم یا در پیش ما یا پیش دیگران، جایگاه خاصی دارند.

سعدی حرف قشنگی می‌زند:

بزرگش نخوانند اهل خرد / که نام بزرگان به زشتی برد

حالا زشتی، از نظر هر شخصی، می‌تواند یک مفهوم خاصی داشته باشد.

جدا از مفهوم عام این کلمه در حرف سعدی،

از نظر  و از دید من، این زشتی همچنین، زمانی اتفاق می‌افتد که ما به هر دلیل،

در حالت عام کسی را – حالا هر کسی و در هر جایگاهی، ‌بزرگ یا کوچک، حتی یک بچه را – با نامی‌خطاب قرار بدهیم یا از او در پیش دیگران حرف بزنیم،

که او هیچ گاه خودش را با آن نام، به کسی معرفی نکرده است،

یا ما می‌دانیم یا می‌توانیم تشخیص بدهیم یا حدس بزنیم،

که مورد خطاب قرار گرفتن یا نام بردن با آن اسم، چندان پسندیده نیست،

یا ممکن است مورد پسند یا دلخواه یا رضایت او نباشد.

و در حالت خاص شاید برای فردی، رسم آنقدر از اسم پیشی گرفته باشد که چنین چیزی، خاطر نازنینش را نیازارد،

اما احیاناً به طریقی، خاطر آنهایی را که دوستش دارند یا برایش جایگاه یا احترام ویژه‌ای قائلند، خواهد آزرد.

1 دیدگاه در “ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

  1. البته خیلی کلی گفته شد شما به راحتی میتونید با شخصیت شناسی طرف بفهمید طرف مقابل چه چیزی دوست دارد چه احساس در مورد گفتن نامش دارد و یا خیلی موارد دیگه
    مثلا توی خیلی مکالمه‌ها (برای اولین بار) طرف میگه اسمم مریمه اما لطفا منو مری صدا بزنید و …
    تنها نکته مهم اینه که در ابتدا همونطور که خودتون هم گفتید وقتی صفر صفر همو نمیشناسیم با مودب ترین حالت رفتار کنیم تا وقتی که اگه صلاح دونستیم تغیرش بدیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *