زنگ تفریح

زنگ تفریح (باز هم فلش بک ای به صداهای دوران کودکی ام)

قبلاً صدای کودکی ام را وقتی کتاب داستان هایی را روایت می کردم، در «یک روز جدید» گذاشته بودم:

(هر دو صدای بالا مربوط به وقتی می شوند که تازه، کلاس اول دبستان را تمام کرده بودم و می توانستم خودم کتابهایم را بخوانم)

 

می خواهم این بار هم، چند نمونه ی دیگر را اینجا بگذارم،

(که البته این صداها، مربوط به دو سه سال، قبل تر از صداهای بالا هستند)

گفتم آنها را اینجا بگذارم تا هم زنگ تفریحی برای خودم و شما باشد (البته اگر شما فرصت و حوصله داشتید که به آنها گوش دهید)،

و هم این هدیه ی ارزشمندی که مادر عزیزم با امکانات بسیار محدود آن زمانِ دور، با عشق و توجه ی مادرانه و همیشگی خویش برایم ضبط، کارگردانی، جمع آوری، میکس و تدوین کرده، برای همیشه برایم در اینجا باقی بماند.

قسمت اول)

 

قسمت دوم)

 

قسمت سوم)

 

قسمت چهارم)

 

قسمت پنجم)

 

 

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن
**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share

20 دیدگاه در “زنگ تفریح (باز هم فلش بک ای به صداهای دوران کودکی ام)

  1. احساس من بعد از گوش دادن به این فایل ها قابل توصیف نیست
    بخشی از دلتنگیم برات با شنیدن صدای نازنینت بیشتر شد و بخشیش رو آرامش خاصی فرا گرفت
    دوستت دارم دوست همیشه خوب من
    و همیشه به یادت هستم

    1. نسرین عزیزم. میدونی که خودت هم چقدر برای من باارزشی و ممنونم از لطفت، دوست همیشه مهربونم.
      و ممنونم که برام این کامنتِ دوست داشتنی رو گذاشتی.
      یه چیزی رو میدونستی؟
      من خیلی خوشبختم که میدونم دوست خوبی مثل تو دارم. 🙂

  2. سلام. اول عذرخواهی به خاطر این کامنت که در جای نامربوطی قرار داده ام. فقط خواستم بگویم بخش آهنگ های شگفت انگیز شما بسیار زیبا بود و دلم نیامد تشکر نکنم. ضمن این که آهنگی که در لینک زیر آورده شده است نیز برای من بسیار زیبا بود. گفتم شاید برای شما هم جالب باشد و اگر خوشتان آمد آن را در لیست آهنگ ها قرار دهید.

    http://dl.songsara.net/index.php?dir=hamid/92/Esphand/Naser%20Cheshmazar%20-%20The%20Rain%20of%20Love%20%281373%29%20SONGSARA.NET/&file=08%20Freedom.mp3

    1. سلام دوست عزیز.
      ممنون و خوشحالم که بخش آهنگ های شگفت انگیز، برای شما هم دوست داشتنی بود.
      بابت آهنگ زیبایی هم که لطف کردید به اشتراک گذاشتید خیلی ممنونم.
      بله، این هم یکی دیگه از آهنگهای زیبای آلبوم “باران عشق” استاد ناصر چشم آذر هست، که من هم قبلاً یکی دیگه از زیباترین آهنگهای این آلبوم رو توی همون بخش “آهنگ های شگفت انگیز” گذاشتم.
      بازم ممنون که باعث شدید، دوباره بعد از مدتها این آهنگ زیبا رو هم گوش بدم و ازشنیدنش لذت ببرم. 🙂

  3. مُود آخر هفتۀ من: خنکی اول صبح با صدای کودکی شهرزاد

    آنچه من امروز حس کردم؛
    این صدا رو خیلی دوست دارم عجیب توی روحم تاثیر می ذاره .. صدای کودکی و پُر انرژی شهرزاد بدجوری من و خلع سلاح می کنه…..
    این صدا پلی لیست فکری آدمو تازه میکنه

    -رنگِ امروزم شده نارنجی باهوش و پُر انرژی

    -امیدوارم مادرِ عزیز و دوست داشتنی شما، همیشه سالم و تندرست باشن و از اینکه با امکانات بسیار محدود اون موقع، انرژیهای خوب و دوست داشتنی رو حفظ کردن و چنین لذتی رو به اشتراک گذاشتن ازشون سپاسگزارم.

    پ ن: از صبح نوشتن این کامنت طول کشید، نمیدونستم کی بنویسم آخه هنوز دارم ازش انرژی میگیرم و …

    1. علیرضای عزیز و مهربان.
      خیلی ممنونم بخاطر کامنت قشنگ و پر مهرت.
      خوشحالم که شنیدن این صداها، حس خوبی برات به وجود آورده. 🙂
      خیلی هم از لطفت ممنونم دوست خوبم.
      امیدوارم خانواده ی عزیز شما هم همیشه سلامت باشن.
      خیلی خوشحالم کردی که برام نوشتی. ممنونم.:)

  4. شهرزاد بالاخره منم وادار کردی بدون کامنت نرم از اینجا.
    خیلی خوب بود.خیلی.خیلی (حالا شما هی پست بزار بگو از “خیلی” کمتر استفاده کنیم. آخه خواهر من جاش همینجاست دیگه:)

    دقت کردی اونجا که به حبه انگور میگی : “مگه نگفتم من نیستم درو به روی هیشکی وا نکنین” ، لحنت تغییر میکنه و شبیه مامانا میگی:)

    من اگه بچه داشتم، حتماً از همین نسخه بامزه داستان شنگول و منگول براش استفاده میکردم. پلنگ!:) .خیلی بانمک بود.خیلی:)

    1. پس خوشحالم که این پست، دوست “خیلی” خوبم سامان رو بالاخره در “یک روز جدید”، وادار به کامنت گذاشتن کرد. 😉
      (راستی. یه دوست همنامِ “خیلی” خوبِ دیگه هم توی “یک روز جدید” دارم، ایشون Saman هستن. 🙂 )
      کاملاً راحت باش. همونجور که توی اون پست هم اشاره شد، به کار بردنِ کلمه ی “خیلی”، بعضی جاها کاملاً مجاز هست.;) مثل خودم که توی سطر بالا ازش استفاده کردم 🙂

      آره… :)))

      خوشحالم که دوست داشتی سامان جان. مرسی که برام نوشتی.

  5. وای
    چه گوگولی بود
    از بچگی شما خوب بودی
    احسنت به تو و صد احسنت به آن مادر فهمیده و حامی
    تو داستان شنگول منگول، پلنگه عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *