آهنگ هاي شگفت انگيز, دل نوشته ها, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

اشاره‌ای کوتاه به پادکست مقیاس‌ ناپذیر باش از صدرای عزیز – و یک آهنگ شگفت‌انگیز

پیش نویس این نوشته‌ای که الان می‌خونید، دو هفته‌ای میشه که توی وبلاگم در صف انتظار تکمیل و انتشار مونده بود! میدونید. گاهی وقتها فقط آدم دلش میخواد به دوستانش بگه که از یه چیزی خوشش اومده، یا ازش لذت برده، یا براش مفید و آموزنده بوده. اما چون قراره توی وبلاگ منتشر بشه، مجبوره… ادامه مطلب اشاره‌ای کوتاه به پادکست مقیاس‌ ناپذیر باش از صدرای عزیز – و یک آهنگ شگفت‌انگیز

دل نوشته ها, نوشته های من

چه خوب می‌شود، تا موقعیت‌هایمان به خاطره تبدیل نشده‌اند از آنها لذت ببریم

گفت: “بچه‌ها، من احتمالاً تا یک ماه دیگه میرم. میرم کانادا. ویزام اومده و ممکنه اگر کارم درست بشه اونجا بمونم و …” *** این حرف‌ها را مربی ایروبیک‌مون گفت. حدود ۲۰ روز پیش. اگر قبلاً برخی حرف‌های من رو در برخی تمرین‌ها و مشارکت در بحث‌های متمم – وقتی به باشگاه و ایروبیک و… ادامه مطلب چه خوب می‌شود، تا موقعیت‌هایمان به خاطره تبدیل نشده‌اند از آنها لذت ببریم

دل نوشته ها, نوشته های من, چه می توان کرد؟

گاهی بدون ترس، طناب را باید رها کرد

دیروز اتفاق عجیب و جالبی در رابطه با همین وبلاگ – یعنی یک روز جدید – برایم افتاد. و من را یاد داستان قشنگ و آموزنده‌ای درباره رها کردن طناب بدون ترس انداخت که ممکن است خیلی از شما هم آن را شنیده باشید – و محمدرضای عزیز هم در گذشته در مطلبی با عنوان… ادامه مطلب گاهی بدون ترس، طناب را باید رها کرد

توسعه مهارت هاي فردي, دل نوشته ها

تبریک روز معلم به محمدرضا شعبانعلی، معلمی‌اهل عمل

۱۲ اردیبهشت که در ایران به عنوان روز معلم نامگذاری شده است، بهانه ای‌ست تا آنجا که حافظه‌مان یاری می‌کند، برخی معلمان و آموزگاران و مربیان و آموزش‌دهندگان تاثیر‌گذار مسیر زندگی‌مان – چه در مقطعی کوتاه و چه در مقطعی بلندتر – را به یاد بیاوریم که به شکل‌ها و روش‌های مختلفی، درس‌ها یا مهارت‌هایی… ادامه مطلب تبریک روز معلم به محمدرضا شعبانعلی، معلمی‌اهل عمل

دل نوشته ها, چه می توان کرد؟

سیل غارتگر اومد

شاید داستان خانه‌ای پر از پنجره و نور و زندگی که به ناگاه سیل‌ای خراب و تاریکش می‌کند را، هیچ‌چیز نتواند به زیبایی ترانه‌ی «خونه» – از «ایرج جنتی عطایی» و با آهنگ‌سازی و تنظیم فوق‌العاده‌ی «بابک بیات» که «داریوش» عزیز هم آن را سال‌ها پیش به زیبایی اجرا کرده است – بیان کند: خونه… ادامه مطلب سیل غارتگر اومد

دل نوشته ها

اینکه در برخورد با برخوردِ گرمِ دیگران کمی‌گرم‌تر باشیم، قشنگ‌تر نیست؟

نمی‌دانم برای شما هم تا به حال، به ندرت پیش آمده که با گرمی‌و لبخند و سلامی‌گرم یا اظهار محبتی به سمتِ کسی بروید، و او – البته می‌تواند جزو صفات شخصیتی‌اش باشد – یا با سردی جواب سلام‌تان را بدهد، یا مثلاً وقتی با شما دست می‌دهد، دست دادنش شُل و فقط با نوک… ادامه مطلب اینکه در برخورد با برخوردِ گرمِ دیگران کمی‌گرم‌تر باشیم، قشنگ‌تر نیست؟

آرامش در زندگي, دل نوشته ها

سال نو، و مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری

هر بار در آغاز سال نو، آرزوها و امیدهای‌مان، پر رنگ‌تر از هر وقت دیگری در بوم فکر و ذهن و قلب‌مان نقش می‌بندند، و امیدواریم که سال جدید، برای خودمان و برای عزیزان‌مان و برای مردم کشورمان و حتی برای انسان‌های سیاره‌ی زمینِ‌مان، سالی بهتر از سال و سال‌های قبل باشد. سال ۹۸ را… ادامه مطلب سال نو، و مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری

دل نوشته ها

ولنتاین؛ بهانه‌ای برای خلق، ابراز، ادامه یا به یادآوردن احساسی پرشور

بعد از این چند مدت که نمیدانم چرا حس نوشتن نداشتم، و اینکه دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های دیگری هم گاهی آدم را از این فضا کمی‌دور می‌کند؛ با نزدیک شدن ولنتاین داشتم به چیزی فکر می‌کردم. و گفتم کمی‌از آنهمه افکار و احساسی که ذهن و درونم را پر کرده‌اند، اینجا و برای شما هم بنویسم.… ادامه مطلب ولنتاین؛ بهانه‌ای برای خلق، ابراز، ادامه یا به یادآوردن احساسی پرشور

دل نوشته ها

لذت شگفت‌زده‌ شدن

مطلب کوتاهی حول لذت شگفت زده شدن به ذهنم رسید که می‌تواند به طریقی، به پست قبلی (کاش هیچوقت از دیدنِ شکفتنِ گل‌های زیر پایمان غافل نشویم) هم ربط داشته باشد. خواستم پی نوشت آن مطلب بنویسمش، اما به نظرِ خودم آنقدر اهمیتش زیاد بود که دلم نیامد در یک پی نوشت در پایین نوشته‌ای… ادامه مطلب لذت شگفت‌زده‌ شدن