درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

سکوتِ ارلینگ کاگه با ترجمه‌ی سامان عزیزی

چند وقت پیش کتاب سکوت در عصر سر و صدا ارلینگ کاگه – با ترجمه‌ی دوست خوب متممی‌ام سامان عزیزی (و با یاری دوست خوب متممی‌دیگرمان آقای منصور سجاد از انتشارات کلید آموزش) – رو خوندم و از خوندنش لذت بردم. با این کتاب، ‌اولین بار در متمم آشنا شدیم. در مطلبی تحت عنوان: در… ادامه مطلب سکوتِ ارلینگ کاگه با ترجمه‌ی سامان عزیزی

زنگ تفریح

چند نمونه از نامه نگاریهای دوران کودکی (زنگ تفریح)

نمیدونم چرا این مدت حس و حال نوشتن و به روز کردن وبلاگ رو نداشتم. الته هنوز هم ندارم. اما دیدم خیلی وقته که وبلاگ قشنگم به روز نشده و یه جورایی سوت و کور شده. راستش چند وقت پیش توی مرتب کردن کمدهام، چند تا نامه‌ی قدیمی‌پیدا کردم و خوندنشون خیلی حس خوبی بهم… ادامه مطلب چند نمونه از نامه نگاریهای دوران کودکی (زنگ تفریح)

دل نوشته ها

چند خط حرف، از چند جا

جشن گرفتن برای روزهای عادی صبح که آماده می‌شدم بیام از خونه بیرون مامانم از توی اتاقش اومد بیرون و موبایلش دستش بود و بغض کرده بود. با بغض به سختی حرف می‌زد و گفت: شهرزاد. نمیدونم پسر آقا محمد (یعنی پسر پسرعمه‌ام) چِش شده. مامانش توی پیج اینستاگرامش عکسهاش رو گذاشته و نوشته سه… ادامه مطلب چند خط حرف، از چند جا

نوشته های من

حس‌های مشترک، تجربه‌های متفاوت

پیش نوشت: این نوشته‌ی من، احتمالا یک نوشته‌ی طولانی خواهد بود و اصل حرف من، تازه از میانه‌ی متن شروع خواهد شد. از اینکه وقت باارزشتون رو با این نوشته می‌گیرم عذر میخوام. *** تجربه‌ی تلخ اخیر محمدرضای عزیز: پاییز | یک عاشقانه کوتاه که همه‌ی ما رو به شدت تحت تاثیر قرار داد و… ادامه مطلب حس‌های مشترک، تجربه‌های متفاوت

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, مطالب الهام بخش, نوشته های من

تجربه‌های درونیِ ما از زبان یک نویسنده – اشاره به کتاب مشاهده و ادراکِ آلن دو باتن

حتما برای شما هم مثل من بارها و بارها پیش آمده که برخی تجربه‌های درونی‌تان را در قالب کلمات از زبان یک نویسنده بخوانید. و با خودتان بگویید: وای! این دقیقاْ ‌همین چیزیه که من تجربه کردم یا تجربه می‌کنم! می‌خواهم یک نمونه دیگر از این دست تجربه‌ها را برایتان بنویسم که من را شگفت‌زده… ادامه مطلب تجربه‌های درونیِ ما از زبان یک نویسنده – اشاره به کتاب مشاهده و ادراکِ آلن دو باتن

نوشته های من

هدیه‌ای کوچک تقدیم به روح بزرگ استاد شجریان

اگر می‌شد صدا را دید/ چه گل‌هایی/ چه گل‌هایی/ که از باغِ صدای تو به هر آواز می‌شد چید اگر می‌شد صدا را دید ~ استاد محمدرضا شفیعی کدکنی   دوست داشتم این کلیپ با تصنیف زیبای مرغ سحر، و صدای بی‌همتای محمدرضا شجریان و چند تصویر از او را، (که خودم تدوین کرده‌ام؛ و… ادامه مطلب هدیه‌ای کوچک تقدیم به روح بزرگ استاد شجریان

آهنگ هاي شگفت انگيز, شعر و ادب

جهان در صدای تو آبی است – شعری از اسماعیل خویی برای استاد شجریان

این چند روز با انتشار اطلاعیه‌های بیمارستان جم از وضعیت نه چندان خوشایندِ بیماری استاد محمدرضا شجریان عزیز، دوباره صحبت‌ها و پست‌ها و استوری‌های زیبای گوناگون از ایشان در شبکه‌های اجتماعی ترند شده و همه برای این هنرمند عزیزمان آرزوی سلامتی می‌کنند. دیروز مادرم حرف قشنگی زد. گقت: میدونی چرا شجریان – جدا از هنرش… ادامه مطلب جهان در صدای تو آبی است – شعری از اسماعیل خویی برای استاد شجریان

آرامش در زندگي, مطالب الهام بخش, نوشته های من, چه می توان کرد؟

در ستایشِ زندگی در لحظه

تنها لحظه اکنون است که واقعیت دارد، باقی یا خاطره است یا خیال! – اوشو – یکی از موضوعات موردعلاقه‌ی همیشگی من در طول زندگی، مهارت یافتن یا هنرمند شدن و هنرمند بودن در زندگی در لحظه بوده و هست. و البته این روزها بیش از همیشه به یکی از مهمترین دغدغه‌هایم تبدیل شده است.… ادامه مطلب در ستایشِ زندگی در لحظه

دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

بعضی آدمها، حالِ دنیا رو بهتر میکنن

    منبع عکسها: روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی پی نوشت: «کوکی» اسم گربه‌ی ناز محمدرضا شعبانعلی هست که روند رشدش رو توی این فیلم کوتاه میبینین. و داستان زندگیش رو هم می‌تونین از اینجا – توی روزنوشته‌های محمدرضا – بخونین: لحظه نگار – کوکی +۹

دل نوشته ها

دنیا با این ماسک‌ها…

روزی سهراب گفت: “کاش این مردم دانه‌های دلشان پیدا بود.” و ما امروز، به لبخندی هم قانعیم. چقدر این روزها دنیا با این ماسک‌ها قشنگ نیست، و من با خودم فکر میکنم: کاش این مردم، لبخندهاشان پیدا بود. پایم را از خانه بیرون می‌گذارم و حس میکنم دوباره همان خواب آشفته‌ای را می‌بینم که گویی… ادامه مطلب دنیا با این ماسک‌ها…