درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششی از نور یک کتاب (زهیر) “نوشتن یکی از منزوی ترین ترین کارهای دنیاست. هر دو سال یک بار پشت کامپیوتر می‌نشینم، به دریای ناشناخته روحم نگاه می‌کنم، جزایری در آن می‌بینم. ایده‌هایی که از جلدشان بیرون آمده اند و منتظرند تا بروم به اکتشافشان. بعد سوار کشتی ام – که نامش کلمه است –… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه) “…- برای همین بود که مرا به بالای پنجمین کوه آوردی؟ – آری. تا بتوانی دره را، شهر را، دیگر کوه‌ها را، صخره‌ها را و ابرها را ببینی. خداوند عادت بر این داشت که به پیامبرانش دستور بدهد برای گفتگو با او به بالای کوه‌ها بروند. همیشه از… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

مطالب الهام بخش, نوشته های من

تغییر به موقع موقعیت اشتباه

تغییر به موقع موقعیت اشتباه یکی از ویژگی‌های خوبی که یک انسان می‌تونه داشته باشه، انعطاف پذیری است و اینکه این قدرت و توانایی رو داشته باشه که بتونه به سرعت، موقعیتی که می‌دونه دیگه هیچ کمکی نمی‌تونه بهش بکنه، یا حتی ممکنه بهش آسیب بزنه رو تغییر بده. ما باید سعی کنیم این توانایی رو… ادامه مطلب تغییر به موقع موقعیت اشتباه

درخششي از نور يك كتاب, عشق

درخششی از نور یک کتاب (رودخانه پیدرا-۱)

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریستم طبق افسانه ای هر چه در آب‌های این رودخانه بیفتد؛ برگ‌ها، حشرات، پر پرندگان، به سنگ‌های بستر این رودخانه تبدیل می‌شود. ای کاش می‌توانستم قلبم را بیرون بکشم و آن را در جریان این آب پرتاب کنم، آنگاه درد و اشتیاقم پایان می‌یافت و سرانجام می‌توانستم فراموش کنم. کنار… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (رودخانه پیدرا-۱)

آرامش در زندگي, نوشته های من

رزم آور نور

رزم آور نور  هروقت نا امید میشم … هروقت بی انرژی و خسته می‌شم … هروقت می‌بینیم اون آدمی‌نیستم که از خودم انتظار داشتم … هروقت فکر می‌کنم بر خلاف اینکه به سمت هدف‌ها و رویاهام پیش میرم،  هنوزم ازشون دورم … هروقت برخلاف اینکه می‌خوام همیشه تو فضای مثبت باشم، باز بعضی وقت‌ها احساس… ادامه مطلب رزم آور نور