دل نوشته ها

دیدگاههایی(در متمم)که مرا تحت‌تاثیر قرار می‌دهند:(۳) آیدا گلنسایی – “چگونه خودتان را در شهرتان گم می‌کنید؟”

یکی دیگر از دیدگاه‌های دوستان در متمم که مرا تحت‌تاثیر قرار داد:

دیدگاه آیدا گلنسایی بود در نوشته‌ی: چگونه خودتان را در شهرتان گم می‌کنید؟

از سطر اول تا آخرش،

و به خصوص آخرین حرفش را بسیار دوست داشتم. (که به نظر من، نه فقط در شبکه‌های اجتماعی، که در بسیاری جاهای دیگر نیز مصداق دارد)

ضمن اینکه به نظرم دیدگاه او علاوه بر اینکه پر از حال و هوایی جادویی و ادبی و در عین حال واقعی است،

از آن نوشته‌هایی صمیمانه و صادقانه است که حس می‌کنی ابتدا توسط نگارنده‌اش با تمام وجود لمس شده، و  سپس به نگارش درآمده است.

و از طرفی دیگر، حرف‌هایی است که عمیقاً انسان را به اندیشیدن در رابطه با مواردی که در آن مطرح شده، دعوت می‌کند.

دلم می‌خواست من هم، (بدون هیچ حرف اضافه‌ای) شما را به خواندن دیدگاه زیبای او دعوت کنم:

دیدگاه آیدا گلنسایی در چگونه خودتان را در شهرتان گم می‌کنید؟ (در متمم)

پی‌نوشت:

خوشحالم که این دوست متممی‌عزیزمان دوباره به متمم بازگشته است.

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن

4 دیدگاه در “دیدگاههایی(در متمم)که مرا تحت‌تاثیر قرار می‌دهند:(۳) آیدا گلنسایی – “چگونه خودتان را در شهرتان گم می‌کنید؟”

  1. شهرزاد مهربانم…
    می‌دانی؟
    همیشه سبز ماندن دل را می‌زند
    گاهی بگذار دل کسی برایت تنگ شود…

    گاهی فاصله نه پایان، که مانند سکوت میان دو نت، شرطی لازم برای خلق یک نواست…
    باید دور می‌شدم تا دلم تنگ شود. تا لزوم و ضرورت دوستان زلالی را در خود حس می‌کردم.

    متمم برای من _منی که می‌خواهم در عین اتصال انفصال خودم را حفظ کنم_ در عین نزدیکی دوربایستم، نه یک محل برای توسعۀ مهارت‌هاست فقط که کمکم کرد قلب آدم‌ها و روحشان را ببینم. دلم نمی‌آید اسمی‌روی این حرکت ِ رستگارانه «متمم زیبا» بگذارم.
    می‌دانی؟
    برخی چیزها را فقط باید دل سپرد
    برخی چیزها را فقط باید گریست
    (خودمانیم چه راحت در متمم و پیش شما محرمان بزرگ خود سطرهایی از شعرهای منتشر نشده‌ام را بروز می‌دهم مانند سطر آخر همان کامنت که دوست داشتید: همیشه شاخه گلی ماندن»

    قلب بزرگ تو دوستم، بزرگمنشی‌ات آنجا که هرچه را که دوست می‌داری سخاوتمندانه با دیگران به اشتراک می‌گذارد و ترسی نداری از تحسین مرا سخت تحت تأثیر قرار داد. فکر نمی‌کردم بازگشتن آن که دیگر نمی‌خواهد بدود، شتاب کند، کسی که آمده بیشتر گوش دهد و دیگران را ببیند به چشم آید.
    دوستت دارم
    به خاطر ظرافت روح و وسعت قلب مهربانت

    دوستت دارم… به خاطرِ…
    نه!

    دلیل نمی‌خواهد دل
    چرا ندارد چراغ

    1. “گاهی فاصله نه پایان، که مانند سکوت میان دو نت، شرطی لازم برای خلق یک نواست…”
      آیدا جان.
      زیبا گفتی: (مثل بسیاری حرفها و نوشته‌های دیگه ات چه توی وبلاگت و چه توی متمم)

      میدونی آیدا جان. به نظر من، فضای دیجیتال، یک نوع دوستی به دوستی‌های متداول قبلی مون اضافه کرده.
      درسته که مثلاً همین من و تو، هیچوقت همدیگر رو حضوری و رو در رو ندیدیم، هیچوقت حتی حرف ای هم با هم نزدیم و نمی‌زنیم، اما همینکه توی یه کامیونیتی مثل متمم عزیزمون هستیم، و گاهی نوشته‌ها و دیدگاه‌های همدیگر رو میخونیم، این میتونه یک دوستی جدید برای ما بسازه از جنسی جدید.
      اینکه متوجه نبودن و بودن‌ها بشیم.
      و گاهی نه فقط حرفها و دیدگاههای دوستمون رو دوست داشته باشیم، که ما رو حتی تحت تاثیر قرار بده.
      برای من، تحت تاثیر قرار گرفتن خیلی والاتر از فقط دوست داشتن ساده ی یک حرف یا یک نوشته هست، برای همین هم هست که یک پست توی وبلاگم بهش اختصاص دادم، و تقریباً هم به ندرت اتفاق میفته.
      و چیزی که من رو در مورد این دیدگاه تو تحت تاثیر قرار میده، (از نظر من) فقط یک متن زیبا یا ادبی نوشتن نیست. فقط یک حرف حساب گفتن نیست. فقط یک تحلیل دقیق نیست. فقط یک جهان بینی ارزشمند نیست. فقط یک ابراز درونی نیست. فقط یک تجربه ی شخصی نیست. و … بلکه همه ی اینها در کنار هم هست.

      در مورد این دیدگاه تو (و البته خیلی‌های دیگرش)، همونطور که خودت هم به زیبایی اشاره کردی که:
      “فکر نمی‌کردم بازگشتن آن که دیگر نمی‌خواهد بدود، شتاب کند، کسی که آمده بیشتر گوش دهد و دیگران را ببیند به چشم آید.”
      اما به چشم من اومد.

      میدونی آیدا. نوشته‌ها و دیدگاه‌های تو در نظرم مثل کودکی خردسال اومدن که در میان بسیاری ژست‌های آدم‌های بزرگسالی که در حال عکس گرفتن هستند و مهمه که توی عکس، زیبا و مورد توجه کسانی که اون عکس رو میبینن بیفتن،
      یه گوشه ای ایستاده و با لبخند طبیعی خودش داره به دوربین نگاه میکنه و اتفاقاً (برای کسی مثل من که بتونه او رو توی اون عکس شلوغ در لابلای جمعیت ببینه)، از بسیاری دیگه در اون عکس، زیباتر و طبیعی تر افتاده.

      از نظر لطفت هم ممنونم دوست خوبم و امیدوارم “همیشه شاخه گلی بمانی” و عطرآگین بدرخشی.

  2. سلام. راستش من حدودا یکسال هست که می‌کوشم بقول این دیدگاه خودم را در شهر گم کنم؛ حسابهای اینستاگرام، توییتر و فیسبوک‌ام را حذف کرده‌ام، نرم‌افزار تلگرام روی گوشی ندارم و… حداقل تجربه خوبی برای من بود و فکر می‌کنم هر کسی می‌تواند این را تجربه کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *