دانستنی های شگفت انگیز

چرا فصل ها به زبان انگلیسی فقط یک نام دارند، اما پاییز دو نام دارد؟ (و یک مطلب خواندنی دیگر)

“تـقـصـیـر تـو نـیـسـت

هـر چـه هـسـت زیـر سـر پـایـیـز اسـت

کـه بـه نـسـیـمـی عـقـل را مـی ربـایـد

تـا دل، بـی اگـر و امـایـی

تـنـگ تـو شـود …”

” آ.گلوتاریس “

پیش نوشت:

پاییز طلایی و دوست داشتنی، بارِ دیگر، از راه رسید.

به این بهانه، دوست داشتم دو مطلب مرتبط با پاییز را که یکی در وب فارسی و دیگری در وب انگلیسی خواندم و برای خودم جالب و خواندنی و آموزنده بود، اینجا با هم بخوانیم.

اولین مطلب:

راستی، آیا شما هم تا به حال به این موضوع فکر کرده بودید که چرا هر یک از فصل های سال به زبان انگلیسی فقط یک نام دارند؛ اما پاییز، دو نام دارد؟

بهار = springپاییز

تابستان = summer

زمستان = winter

پاییز = fall  و autumn

در این مطلب جالب و خواندنی، این موضوع را تا حدی متوجه شدم که اگر علاقمند باشید، با هم بخوانیم:

قبل از اینکه پاییز به نام های fall یا Autumn نامگذاری شود، با Harvest یعنی «فصل برداشت» یا «هنگام درو» نامیده میشد.

در حالی که نام های مدرن summer (تابستان) و winter (زمستان)، حدود ۱۰۰۰ سال است که برروی این دو فصل نامگذاری شده است، نامهای fall و spring مدت زیادی نیست که از نامگذاری شان می گذرد و به اندازه تابستان و زمستان، ثابت نبوده است.

این تا حدودی به این دلیل است که در گذشته، این دو فصل، نسبت به فصلهای تابستان و  زمستان به عنوان فصل های ثانوی و فرعی محسوب می شده است.

برای هر دو فصل – بهار و پاییز – نامهای مختلفی استفاده میشد.

در اواخر قرن هجدهم، کسانی که به زبان انگلیسی صحبت می کردند کمتر به اینکه یک سال باید دارای چهار فصل باشد فکر می کردند، و تمرکزشان، بیشتر روی گرمترین و سردترین بخش های سال بود.

حتی وقتی از پاییز حرف میزدند، دقیقا نمی دانستند که این پاییز در کدام زمانِ سال قرار دارد و در اینکه پاییز دقیقا در چه زمانی از سال شروع میشود و در چه زمانی خاتمه می یابد نیز توافق چندانی وجود نداشت.

در قرن های ۱۲ و ۱۳، بهار با نامهای lent یا lenten نام برده میشد و پاییز با نام  harvest یا فصل برداشت.

تا اینکه حدود قرن شانزدهم، واژه ی autumn از زبان فرانسه قرض گرفته شد، اما آنچنان متداول نشد.

پاییزاما واژه های Spring و fall  به احتمال زیاد در رابطه با یکدیگر محبوبیت پیدا کردند و مورد استفاده ی عموم قرار گرفتند.

هر دوی آنها در قرن شانزدهم پدید آمدند و به این شکل بودند:

spring of the leaf به معنای رویش برگ (بهار)

fall of the leaf به معنای ریزش برگ (پاییز)

و به زیبایی، یکدیگر را تکمیل می کردند.

اما به مرور، در طی چند صد سال بعد، آن عبارات طولانی، خلاصه و کوتاه گردیدند و به fall و spring تغییر شکل یافتند.

شاید کمی عجیب باشد که چرا هنوز واژه ی زائد autumn همچنان برای فصل پاییز مورد استفاده قرار می گیرد.

ظهور autumn و پیدایش fall تقریبا در یک زمان صورت گرفت؛

وقتی که بریتانیایی ها به قاره ی آمریکا پا گذاشتند و در واقع یکی از نخستین نقل قولهای دیکشنری انگلیسی آکسفورد از «سر والتر رالی» (Sir Walter Raleigh) است که یکی از اولین کاشفان انگلیسی آمریکای شمالی بود.

او در شعری با عنوان: «پاسخ نیفن به چوپان»، (“The Nymph’s Reply to the Shepherd”) که سروده ی خودِ اوست؛ از کلمه autumn در مقابلِ spring، استفاده می کند.

شاید این واژه، از آن زمان در ایالات متحده، متداول شد.

جالب است بدانید که برادران فاولر (Fowler) که در پادشاهی انگلیس، به ضدِ آمریکایی ها مشاوره می دادند، احساس بدشان را اینگونه، با بیان برتری fall نسبت به autumn، اظهار کردند:

fall از autumn بهتر است. به هر حال: کوتاه است؛ ساکسون است (مثل نامهای سه فصل دیگر)؛ زیبا و بدیع است؛ و برای هر کسی که از این واژه استفاده کند، مشخص می کند که از چه چیزی مشتق شده است، نه فقط برای محققان زبان و اعضای فرهنگستان، مثل autumn.”

(منبع: ?Why Is Autumn the Only Season With Two Names)

پاییز

دومین مطلب:

درباره ی “راز عاطفی چهار فصل سال” در کشور زیبای خودمان است.

نویسنده به زیبایی، ما را با شگفتی های این چهار فصل سال – و به طور خاص: بهار و پاییز – همراه می کند.

بیایید چند خطی از آن را با هم بخوانیم:

“جالب است بدانیم که در روستاها، تغییر فصل نسبت به شهرها بیشتر احساس می شود.پاییز

در روستاها تغییر فصل ها با وجود و هستی انسان روستایی پیوند دارد.

هر فصل برای انسان روستایی شادی و اندوه و امید حسرت خاص خود را دارد.

بهار، احساس شورانگیزی و گذرا بودنِ شادابی و جوانی؛

تابستان، احساس پخته گی و رسیدن و نتیجه کار؛

پاییز، احساس دارندگی و بی نیازی از خوراک (پاییز فصل جمع شدن غله است)؛

و زمستان، احساس سخت کوشی، تجربه دشواربودن زندگی، بردباری و تجربه تکرار آسودگی ها و سختی ها را در پی دارد.

بنابر این رازهای عاطفی انسان (امید و حسرت های انسان) نهفته در چهار فصل سال است.

از این نگاه، خاستگاه صورت تفکر انسان به خصوص خاستگاه صورت تفکرهای ادبی و هنری انسان، چهار فصل سال است.

در صورت تفکر اساطیری و هستی شناسانه ایرانی، طبیعت در چهار فصل سال، بازتاب و پیامد هنری و وجودی برای انسان داشته است که بنا به گذشت زمان و تغییر زندگی روایت ها درباره چهار فصل سال فراموش شده است؛

فقط دو روایت از بازتاب و پیامد چهار فصل سال در زندگی انسان ایرانی بجا مانده است که جشن نوروز و جشن مهرگان است.

جشن نوروز و جشن مهرگان، جدایی از هر مناسبت بشری دگر، بیانگر پیامد و بازتاب راز عاطفی طبیعت در فصل های سال به ویژه در فصل بهار و پاییز است.

فصل بهار، فصل رویش و زنده شدن جهان است،

و فصل پاییز، نتیجه این رویش است که میوه و دانه می رسد و غله جمع می شود.

بنابر این جشن نوروز، جشن زایش و رویش است، و جشن مهرگان جشن گردآوری غله و دانه است.”

نویسنده ی این نوشته، خاطره ی زیبایی از زندگی خود در روستا تعریف می کند، که شاید خواندنش برای شما هم شیرین و جالب باشد:

“هنگامی که در روستا زندگی می کردم، با آنکه مردم در پاییز، جشنی بنام جشن مهرگان برگزار نمی کرد اما ماه مهر/ میزان، ماه جشن بود؛

گندم درو می شد، خرمن می شد، کوبیده می شد، دانه از کاه جدا می شد؛

بعد راش گندم به شکل خاص تنظیم می شد، می گذاشتند که راش گندم برای یک شب در خرمن بماند؛

پگاه همان شب که سپیده می دمید، مردی نسبتا سالخورده، راش گندم را با تشریفات و مراسمی خاص چپه می کرد که توام با هیاهو، پختن غذاهای خاص و دادن گندم به عنوان هدیه (کیپسند) به کودکان و غریبان بود.

نمی دانم واژه «کیپسند» مربوط به کدام زبان است و به صورت خاص چه معنایی داشته باشد، اما کیپسند دادن، جزیی از مراسم چپه کردن راش گندم بود.

کیپسند دادن فقط هدیه نبود، بلکه بخشی از مراسم برگزاری جشن غله بود و به نوعی به برکت غله و به حاصل دادن کشت ارتباط داشت.

پاییز در روزگار گذشته انسان، جایگاه خاص و هستی شناسانه داشته است،

زیرا فصل گردآوری غله و دانه بوده است که این جایگاه خاص و هستی شناسانه پاییز در برگزاری جشن مهرگان بازتاب یافته است.

بهار و پاییز به نوعی آغاز و انجام کشت و کار است.

در بهار دانه سبز می شود و در پاییز دانه می دهد.

اگر نوروز جشن رویش دانه است؛ مهرگان جشن گردآوری دانه و غله بوده است.

بهتر است فرهنگ های خوب را (که بیانگر فرهنگ سپاس گزاری از خوبی ها و نعمت های طبیعت است) پاس بداریم و فراموش نکنیم.

جشن نوروز و جشن مهرگان، سپاس گزاری از طبیعت و بیانگر مناسبت هستی شناسانه انسان و طبیعت است؛

یعنی طبیعت و مواظبت از طبیعت را به یاد انسان می آورد که در روزگار معاصر به این یادآوری می گویند:

حفاظت از محیط زیست.”

(منبع: وبلاگ گیلگمیش)

منبع عکس ها: پینترست

پی نوشت:

اگر دوست داشتید، سری هم به این پست بزنید: باز هم یک پاییز طلایی دیگر

 

FavoriteLoadingاین نوشته را به نوشته های مورد علاقه ی من اضافه کن
**اگر دوست داشتید، می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید**
Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *