آهنگ هاي شگفت انگيز, شعر و ادب

جهان در صدای تو آبی است – شعری از اسماعیل خویی برای استاد شجریان

این چند روز با انتشار اطلاعیه‌های بیمارستان جم از وضعیت نه چندان خوشایندِ بیماری استاد محمدرضا شجریان عزیز، دوباره صحبت‌ها و پست‌ها و استوری‌های زیبای گوناگون از ایشان در شبکه‌های اجتماعی ترند شده و همه برای این هنرمند عزیزمان آرزوی سلامتی می‌کنند. دیروز مادرم حرف قشنگی زد. گقت: میدونی چرا شجریان – جدا از هنرش… ادامه مطلب جهان در صدای تو آبی است – شعری از اسماعیل خویی برای استاد شجریان

آنچه یک روز جدیدِ دیگر به من آموخت, شعر و ادب, نوشته های من

ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

پیش نوشت: این نوشته فقط و فقط یک دیدگاه و حس شخصی است. ممکن است شما جور دیگری فکر یا احساس کنید. *** بنا به اتفاق، داشتم به یک موضوعی فکر میکردم. به اینکه: ما خطاب به یک شخص، یا در پیش دیگران، و یا در خلوت خودمان، و با در نظر گرفتن نوع رابطه یا… ادامه مطلب ما چگونه از آدمها خطاب به خودشان، در خلوت خودمان، و پیش دیگران نام می‌بریم؟

آهنگ هاي شگفت انگيز, شعر و ادب

خیال خوبی‌ها درمان بدی‌ها نیست…

O, who can hold a fire in his hand By thinking on the frosty Caucasus Or cloy the hungry edge of appetite By bare imagination of a feast Or wallow naked in December snow By thinking on fantastic summer’s heat O, no! the apprehension of the good Gives but the greater feeling to the worse… ادامه مطلب خیال خوبی‌ها درمان بدی‌ها نیست…

شعر و ادب, مطالب الهام بخش

“یادت باشد؛ شاید آری، شاید هم نه”

چند وقت پیش کتابی صوتی – از دکتر ریچارد کارلسون – می‌خواندم (می‌شنیدم) که در آن حکایت زیبایی را تعریف کرد که از آن لذت بردم. این حکایتِ زیبا را تا به حال نشنیده بودم و من را به فکر فرو برد تا مصداق‌هایی از آن را در زندگی شخصی و اجتماعی‌ام – همانطور که دکتر… ادامه مطلب “یادت باشد؛ شاید آری، شاید هم نه”

دل نوشته ها, شعر و ادب

“پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”

نمیدونم برای شما هم پیش اومده؟ گاهی در کسری از ثانیه، بخشی از یک فیلم، یا آهنگ یا ترانه یا شعری رو که قبلاً یا حتی خیلی قدیم‌ها شنیده بودیم یا خونده بودیم، یکدفعه در ذهن‌مون به یاد میاریم. برای من این موضوع، تقریباً زیاد پیش میاد: مثلاً یک صحنه از خونه‌ی قدیمی‌بچگیم، یک صحنه از… ادامه مطلب “پیوسته متصل ساز، ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار”

شعر و ادب

پل والری و خیام؛ و معرفی مقاله‌ای در بابِ دیدگاه‌های فلسفی همانندشان در مورد مرگ و نظام هستی

چند روزی هست که در پیام‌های اختصاصی متمم، شانس خواندن جملات زیبا و تامل برانگیزی از «پل والری» را داشته ام؛ مثل این جمله: کنجکاو و علاقمند شدم که ببینم او کیست و که بوده است. در جستجویی که داشتم متوجه شدم که او نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی بوده است. یکی از چهره‌های برجسته‌ی… ادامه مطلب پل والری و خیام؛ و معرفی مقاله‌ای در بابِ دیدگاه‌های فلسفی همانندشان در مورد مرگ و نظام هستی

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب

مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده‌اند

مهمانسرای دو دنیا ژولین: وقتی برای استراحت وارد این مسافرخونه شدم متوجه شدم که دارم چُرت می‌زنم. غیب آموز: مسافرخونه! چه بامزه! یه مسافرخونه! (ماری و غیب آموز نمی‌توانند جلو خنده شان را بگیرند. رئیس هم سعی می‌کند در خنده ی آنها شریک شود.) […] ماری: شما مطمئنین که عمداً نزدین به چنار؟ ژولین: کدوم… ادامه مطلب مهمان‌هایی که به “مهمانسرای دو دنیا” دعوت شده‌اند

درخششي از نور يك كتاب, شعر و ادب, نوشته های من

“من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

توی تابستان، هر وقت بعد از غروب آفتاب، از باشگاه بر می‌گشتم و از حاشیه ی پارکی که در حوالی منزلمان هست، رد میشدم؛ مرد کهنسال ای را می‌دیدم که پرنده ای در قفس را، با خودش به هواخوری در پارک آورده بود. این صحنه، هر بار، من را به فکر فرو می‌بُرد. و البته… ادامه مطلب “من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید”

شعر و ادب, مطالب الهام بخش

وقتی خودمان را دوست داشته باشیم

دوست داشتنِ خودمان، در عین حال که ساده به نظر می‌رسد، می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما اگر قادر باشیم به چنین آگاهی و توانایی برسیم، آنوقت دیگر نه تنها هیچگاه از روبرو شدن با خودِ خودمان نمی‌ترسیم، بلکه این آگاهی و توانایی را در مواجهه با دیگران نیز بروز می‌دهیم. افرادی هستند که دوست… ادامه مطلب وقتی خودمان را دوست داشته باشیم

شعر و ادب, مطالب الهام بخش

غم خودش ما را پیدا می‌کند …

این جمله ی کوتاه – که از فریدریش نیچه نقل میشود و متاسفانه نمیدانم آیا واقعا از اوست یا نه، و منبع دقیقش کدامیک از گفته‌ها یا کتابهای اوست، به نظرم آنقدر عمیق می‌آید که مستقل از گوینده ی آن، می‌توان یک پست را به آن اختصاص داد: غم خودش ما را پیدا می‌کند، باید… ادامه مطلب غم خودش ما را پیدا می‌کند …