— بهانه‌ای برای نوشتن —

حس خوب گسترش عشق و صلح و دوستی در جهان

حس خوب گسترش عشق و صلح و دوستی در جهان نمیدانم شما هم از این پسر کوچولوی افغان که عاشق لیونل مسی و پوشیدن پیراهن او بود خبر دارید یا نه؟ داستان از این قراره که چند وقت پیش، عکسی بی نام و نشان از این پسر بچه ی ۵ ساله ی افغان که از… ادامه مطلب حس خوب گسترش عشق و صلح و دوستی در جهان

— بهانه‌ای برای نوشتن —

کاری کوچک اما خیلی بزرگ…!

کاری کوچک اما خیلی بزرگ…! داشتم به یک گزارش کوتاه خبری که باز روایتی تکراری بود از داستان مهاجرت پناهجویانی که از رنج فقر و گرسنگی یا  از ترس جنگ، و به امید زندگی و آینده ی روشن تر و آرام تری در آنسوی آبها؛ تن به خطر و  رنج این سفر سخت و هولناک… ادامه مطلب کاری کوچک اما خیلی بزرگ…!

— بهانه‌ای برای نوشتن —

شگفت انگیزترین آهنگساز و نوازنده ای که میشناسم

شگفت انگیزترین آهنگساز و نوازنده ای که میشناسم . اگر جزو کسانی باشید که به موسیقی علاقه دارید و زیاد به برگه ی آهنگ‌های شگفت انگیز در یک روز جدید هم سر میزنید، حتما متوجه  شده اید که بیشترین آهنگهای مورد علاقه ی  من در این برگه را آهنگهایی از ریچارد کلایدرمن تشکیل می‌دهند. حتی… ادامه مطلب شگفت انگیزترین آهنگساز و نوازنده ای که میشناسم

— بهانه‌ای برای نوشتن —

جمله ای به نام دوستت دارم

جمله ای به نام دوستت دارم . این جمله ای بود که از زبان عاشقی به محبوب خود گفته شد، گویی بوته گلی بود که در دل محبوبش کاشت. آفتاب عشق بر آن تابیده شد و اشکهای عاشق بر آن ریزش کرد تا سرسبز و آراسته گردید. غنچه‌های محبت از آن بشکفت و گلهای زیبا… ادامه مطلب جمله ای به نام دوستت دارم

— بهانه‌ای برای نوشتن —

دوباره پرواز کرد…

دوباره پرواز کرد… . شاد و رها بود و هر روز در آسمان پرواز می‌کرد. از آن بالا مناظر را زیباتر و دیدنی تر می‌دید. بالهایش را باز می‌کرد و گردنش را می‌افراشت و از پروازش در آسمان نیلگون و آفتابی لذت می‌برد. یک روز اما اون بالا، توی آسمون، یه چیزی خورد توی قلبش… ادامه مطلب دوباره پرواز کرد…

— بهانه‌ای برای نوشتن —

صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من

صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من مدتی بود که به فکر ایجاد یک وبلاگ انگلیسی افتاده بودم. جرقه ی این فکر هم بیشتر بخاطر نکته‌های بسیار خوبی بود که محمدرضا شعبانعلی عزیز توی این پست «تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی» نوشته بود. (که توصیه می‌کنم اگر هنوز این مطلب رو نخوندید، و… ادامه مطلب صفحه ای برای نوشته‌های انگلیسی من

— بهانه‌ای برای نوشتن —

احساس تنهایی، با متفاوت اندیشیدن

احساس تنهایی، با متفاوت اندیشیدن . دوستان عزیزم آیا تا حالا شده خیلی احساس تنهایی کنید؟ یک احساس تنهایی شدید… نه… منظورم آن تنهایی متداول نیست که کسی دور و برت نباشد و به قول معروف تنها باشی. منظورم آن مدل احساس تنهایی است که می‌دانی در جمع بسیاری هستی، اما در رابطه با موضوعی،… ادامه مطلب احساس تنهایی، با متفاوت اندیشیدن

— بهانه‌ای برای نوشتن —

داستان‌های واقعی الهام بخش (آنتوان دو سنت‌اگزوپری)

داستان‌های واقعی الهام بخش (آنتوان دو سنت‌اگزوپری) ” اگر کودکی به سمت شما آمد، و اگر خندید، و اگر حلقه‌های مویی طلایی رنگ داشت، و اگر حاضر نبود به سوالات شما پاسخ دهد، یقینا حدس خواهید زد که او کیست. بنابر این تقاضامندم مهربان باشید! مرا اندوهگین و سوگوار بر جای مگذارید. سریعا نامه ای… ادامه مطلب داستان‌های واقعی الهام بخش (آنتوان دو سنت‌اگزوپری)