— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب – رزم آور نور-۳

درخششی از نور یک کتاب (رزم آور نور-۳) رزم آور نور می‌داند که زیستن در وضعیت آرَمیدگی مطلق ناممکن است. آموخته که هم چون کمان دار، برای پیکان افکندن به دوردست، باید کمان را کشیده نگاه دارد. از ستارگان آموخته که درخشش، تنها با انفجار درونی ممکن است. رزم آور نور می‌نگرد که اسب، در… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب – رزم آور نور-۳

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (مکتوب)

درخششی از نور یک کتاب (مکتوب) افسانه ی شخصی انسان ممکن است به آن سادگی که به نظر می‌رسد نباشد. به هیچ وجه. حتی ممکن است به انجام دادن کارهای خطرناکی نیاز باشد. وقتی عزم به چیزی می‌کنیم، انرژی‌های نیرومندی را به جریان وا می‌داریم و دیگر قادر به کتمان معنای واقعی حیات از خود… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مکتوب)

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه) … الیاس گفت: من به خدایی خدمت کرده ام که اینک مرا در دست دشمنانم رها می‌کند. لاوی پاسخ داد: – خدا خداست. او به موسی توضیح نداده که خوب است یا بد. فقط تاکید کرده است: “من هستم“. خدا همه آن چیزهایی است که زیر آفتاب وجود… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (رودخانه پیدرا-۲)

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریستم … او می‌گفت: گاهی از اوقات احساس تاثری داریم که نمی‌توانیم به آن فائق شویم. درمی‌یابیم که لحظه ی جادویی آن روز سپری شده و ما هیچ کار نکرده ایم. آن وقت زندگی افسون خود و هنر خود را پنهان می‌کند. ما باید به سخنان کودکی که در ما… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (رودخانه پیدرا-۲)

— درباره یک كتاب, شعر و ادب —

کتاب‌هایی هستند که…(گفتاری از داریوش آشوری)

کتاب‌هایی هستند که…(گفتاری از داریوش آشوری) کتاب‌هایی هستند که اگر کسی با آن‌ها چنان که باید سر کند، یعنی جانمایه یِ اندیشه یِ آن‌ها را زندگانی کند، نقشی ناسِتُردَنی بر روانِ آدمی‌می‌گذارند، زیرا سر-و-کار آن‌ها با جانِ آدمی‌است. این گونه کتاب‌ها نه کتابِ «معلومات اند» که عقلِ آدمی‌را خوراک دهند نه «ادبیات» که حس و… ادامه مطلب کتاب‌هایی هستند که…(گفتاری از داریوش آشوری)

— درباره یک كتاب —

صندوق پیشنهادات مغز!

جمع آوری ایده‌ها: صندوق پیشنهادات مغز! وقتی شروع به نوشتن اهداف خود می‌کنید مغز همه جور مواد تازه را برایتان می‌فرستد: ایده‌های ابتکاری و نیروبخش جهت برنامه ریزی و بسط دادن آرزوها. تا ایجا همه چیز خوب است، اما حالا بپردازیم به بخش ناخوشایند قضیه: اگر روشی برای ثبت و مرور بهترین برنامه‌ها و ایده‌ها… ادامه مطلب صندوق پیشنهادات مغز!

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (زیارت)

درخششی از نور یک کتاب (زیارت) “… پطروس یکی از انگشتانش را پشت گردنم گذاشته بود و فشار می‌داد. گفت: – راهی که تو طی می‌کنی راه اقتدار است و تنها تمرینات اقتدار به تو آموخته خواهد شد. سفر که در آغاز برای تو یک شکنجه بود – چون فقط در آرزوی رسیدن بودی –… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (زیارت)

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

رویا و ماجرای سه پرتقال

شعبده بازی وسط بازار مکاره ایستاد و سه پرتقال از جیب بیرون کشید و شروع کرد به اجرای تردستی با آن‌ها. مردم شگفت زده از نرمی‌و ظرافت حرکات او، گِردَش حلقه زدند. مردی که نزدیک نویسنده ایستاده بود گفت: “این چیزی است که زندگی کم و بیش به آن شبیه است. ما همواره دو پرتقال… ادامه مطلب رویا و ماجرای سه پرتقال

— درباره یک كتاب, کتاب و زندگی —

درخششی از نور یک کتاب – وقتی نیچه گریست

کتاب «وقتی نیچه گریست» از «اروین یالوم» از آن کتابهایی بود که از خواندنش بسیار لذت بردم. اروین یالوم در این کتاب، به زیبایی و هنرمندی هر چه تمام تر، نیچه – فیلسوف بزرگ آلمانی – را در کنار خود – در قالب شخصیت داستانی به نام «دکتر برویر» – به تصویر کشیده است و… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب – وقتی نیچه گریست

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (کویر)

درخششی از نور یک کتاب (کویر)  دوست داشتن برتر از عشق است. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می‌گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست. عشق جنون است و جنون چیزی جز… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (کویر)