— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (کیمیاگر)

درخششی از نور یک کتاب (کیمیاگر) . آن روز، پس از آن که اتراق کردند، جوان پرسید: “چرا باید به ندای قلب مان گوش بسپریم؟” -“چون هر جا که قلبت باشد، گنجت هم همان جا خواهد بود.” جوان گفت: “قلب من برآشفته است. رویا می‌بیند، هیجان زده است و شیدای یکی از دختران صحرا. از… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (کیمیاگر)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششی از نور یک کتاب (زهیر) اوایل بهار بود، اما هوا هنوز خیلی سرد بود. با این وجود به هوای تازه احتیاج داشتم. این همه داستان سرایی برای چه؟ زندگی من و اِستِر به آن شکل نبود که در صحبتم گفتم: مثل دو ریلِ مستقیم و همسو نبودیم که همیشه کنار هم باشند و رفتارشان… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

نمی‌توانم وارد شوم (از پائولو کوئیلو)

نمی‌توانم وارد شوم (از پائولو کوئیلو) . نزدیک اولیت در اسپانیا، قلعه ی ویرانی است. تصمیم می‌گیرم ببینمش. وقتی می‌رسم، آقایی کنار در می‌گوید: «نمی‌توانید وارد شوید.» غریزه ام به من اطمینان می‌دهد که فقط به دلیل لذت ممنوعیت مانع ورودم می‌شود. توضیح می‌دهم که از راه درازی آمده ام، سعی می‌کنم به او انعام… ادامه مطلب نمی‌توانم وارد شوم (از پائولو کوئیلو)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (مکتوب)

درخششی از نور یک کتاب (مکتوب) یکی از موثرترین تمرین‌ها برای رشد درونی، توجه کردن به کارهایی است که ما آن‌ها را به طور خودکار انجام می‌دهیم؛ مانند نفس کشیدن، پلک زدن و نگاه کردن به اطراف. وقتی چنین می‌کنیم، به مغز خود اجازه می‌دهیم که با آزادی بیشتر و بدون دخالت خواهش‌هایمان عمل کند.… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مکتوب)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (بریدا)

درخششی از نور یک کتاب (بریدا) [ ویکا به بریدا گفت: ] – «هرگز از شک دست نکش. وقتی شکی به جا نماند، معنایش آن است که از حرکت بازمانده ای. بعد خداوند می‌آید و همه چیز را منفصل می‌کند. چون او همواره سبب می‌شود راهی را بپیمایند که نیازمند پیمودنش اند. روش او برای… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (بریدا)

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

راهنمای کوهنوردی! (از پائولو کوئیلو)

کوهی را که می‌خواهی از آن بالا بروی انتخاب کن. تحت تاثیر حرف‌های دیگران قرار نگیر که می‌گویند: «فلان کوه قشنگ تر است»، یا«بَهمان کوه راحت تر است». قرار است برای رسیدن به مقصدت، نیرو و شور و شوق زیادی صرف کنی، پس مسئول انتخاب خودتی و باید از کارت مطمئن باشی. زمان نزدیک شدن… ادامه مطلب راهنمای کوهنوردی! (از پائولو کوئیلو)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (چنین گفت زرتشت)

درباره ی رحیمان دوستان من! دوستِ تان را طعنه ای زده اند: “زرتشت را بنگرید که در میانِ ما چنان می‌گردد که گویی در میانِ جانوران می‌گردد!” اما همان به که می‌گفتند: “مردِ دانا در میانِ آدمیان چنان می‌گردد که در میانِ جانوران.” مردِ دانا انسان را چنین می‌نامد: جانوری با گونه‌های سرخ. او چگونه… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (چنین گفت زرتشت)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (مراسم چای)

مراسم چای در ژاپن، در یک مراسم چای شرکت کردم. برای مراسم به اتاق کوچکی می‌روید و به شما چای می‌دهند. در واقع تمامش همین است. فقط همه چیز با چنان مراسم و آیینی انجام می‌شود که یک فعالیت عادی روزمره، به لحظه ی یگانگی با کیهان مبدل می‌شود. استاد چای، اُکاکورا کاکاسو، ماجرا را… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مراسم چای)

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

نامه ای به قلبم

قلب من … من هرگز تو را سرزنش و محکوم نخواهم کرد. هرگز از آنچه می‌گویی احساس شرم نخواهم کرد. می‌دانم که خداوند تو را در پناه پرتو عشق و جلال خویش می‌گیرد. قلب من… من به تو ایمان دارم. من طرفدار تو هستم و همواره برایت دعا می‌کنم. دعا می‌کنم که به کمک و… ادامه مطلب نامه ای به قلبم

— الهام بخش, درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (گفتگو با خدا)

درخششی از نور یک کتاب (گفتگو با خدا) اگر در زندگی به آنچه آرزو داری نمی‌رسی به این دلیل نیست که خداوند نخواسته به دعاهای تو پاسخ دهد، بلکه به این علت است که آنچه تو فکر می‌کنی، می‌گویی و عمل می‌کنی، بر خلاف چیزی است که آرزو داری به آن برسی. «بالاترین افکار»، «شفاف… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (گفتگو با خدا)