درخششي از نور يك كتاب, چه می توان کرد؟

تشویق افراد به مطالعه، شاید بهترین راه نجات!

اخیرا در حال خوندن کتابی هستم از کوین رابرتس که الان صحبتم راجع به اون کتاب نیست. اما متنی توی این کتاب در رابطه به رویدادها و احساساتی که این روزها در اون سیر میکنیم بسیار توجهم رو به خودش جلب کرد که دوست داشتم بخشی از اون رو با شما هم به اشتراک بذارم.… ادامه مطلب تشویق افراد به مطالعه، شاید بهترین راه نجات!

توسعه مهارت هاي فردي, نوشته های من, چه می توان کرد؟

تقویت اراده و دوست‌داشتنی‌تر کردن مسیر؛ راهی برای ثابت‌قدم ماندن در دستیابی به هدف‌هایمان

“به خودتون افتخار کنین که بدنهای قوی‌ای دارین و میتونین این حرکات رو انجام بدین.” این جمله رو چند وقت پیش، مربی جدیدمون گفت. اگرچه من فکر میکنم این رو حرف رو بیشتر بابت انگیزه دادن به ما گفت. چون واقعاً میبینه که گاهی دیگه نمی‌کشیم. بعد از اینکه مربی خوبمون رفت کانادا، و اینجا… ادامه مطلب تقویت اراده و دوست‌داشتنی‌تر کردن مسیر؛ راهی برای ثابت‌قدم ماندن در دستیابی به هدف‌هایمان

دل نوشته ها

حس این روزهام

تقریباً هر روز، میام اینجا و “افزودن نوشته” رو می‌زنم و بعد از چند دقیقه دوباره می‌بندمش. پیش‌نویس‌ها رو هم دیگه نگاه نمی‌کنم ببینم چه چیزهایی قرار بوده قبلاً بنویسم. انگار وقتی مدت زیادی از زمان پیش نویس‌ها و یادداشت‌های کاغذیم می‌گذره، دیگه اون دغدغه و انگیزه و شور اولیه برای تکمیل‌شون وجود نداره. اما… ادامه مطلب حس این روزهام

دل نوشته ها

چند حرف پراکنده‌ی محاوره‌ای

پارک دوبل رفته بودم رمز کارت سوخت ماشینم رو حذف کنم که بتونم ازش استفاده کنم. آخه رمزش رو یادم رفته بود. (دو سه روز پیش، فقط ۱۰ لیتر بنزین زدم و در یک چشم به هم زدن ۳۰ هزار تومان نازنین از کیف مبارکم به بیرون جَست! و همین اتفاق ناگوار باعث شد که… ادامه مطلب چند حرف پراکنده‌ی محاوره‌ای

دل نوشته ها, چه می توان کرد؟

اگه ابرای سیاهو دیدی، اگه از آینده ترسیدی…

دیروز بعدازظهر، وقتی چند خط پیام متمم رو توی صفحه اصلی متمم دیدم و خوندم، و بعد از اینکه به مواردی مثل اختلال و قطعی این روزهای اینترنت و تاثیراتش در این محیط آموزشی و به همین دلیل، افزوده شدن هفت روز به اعتبار کاربری ویژه اشاره کرده بود، وقتی به دو سطر آخر رسیدم،… ادامه مطلب اگه ابرای سیاهو دیدی، اگه از آینده ترسیدی…

دانستنی های شگفت انگیز, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت

رقابت گربه‌ها و کلاغها بر سر غذا، و نگاهی کوتاه به موضوعِ آگاهی

یکی از تجربه‌های زندگی من، که خیلی دوستش دارم و البته متاسفانه دیر به دیر هم اتفاق میفته، دیدن رفتارهای جالب و شگفت‌انگیز گربه‌ها و کلاغ‌ها در کنار هم، به واسطه‌ی غذا دادن به اون‌هاست. قبلا هم یه بار در یکی از پست‌های دوست داشتنی‌ها برای من توی سال ۹۷ ازش حرف زده بودم و… ادامه مطلب رقابت گربه‌ها و کلاغها بر سر غذا، و نگاهی کوتاه به موضوعِ آگاهی

دل نوشته ها

وقتی وبلاگ‌مان به روز نمی‌شود

محمدرضای عزیز برامون نوشت: “از شما چه پنهان که مدتیه نوشتن در روزنوشته برام سخت‌تر شده […]” (+) به نظر من که پنهان نبود و کاملاً مشخصه. راستش، بعد از اینکه نوشته‌ی او رو خوندم، دوباره دل‌مشغولیهای قبلی‌ام در مورد وبلاگ خودم هم اومد سراغم. وقتی به وبلاگ خودم، در سطح دیگری، فکر می‌کردم، حس… ادامه مطلب وقتی وبلاگ‌مان به روز نمی‌شود

دل نوشته ها, نوشته های من

چگونه رنج بکشیم | کتابی کوچک، پر از حرفهای بزرگ

کتاب چگونه رنج بکشیم نوشته‌ی کریستوفر همیلتون (با ترجمه سما قرایی) – از مجموعه کتابهای مدرسه زندگی آلن دو باتن –  یکی از کتابهایی بود که در چند ماه اخیر خواندم و باید بگویم که اگر چه کتابی کوچک بود، اما حرفهای بزرگ زیادی داشت و از خواندنش بسیار لذت بردم. موضوعی که در حین… ادامه مطلب چگونه رنج بکشیم | کتابی کوچک، پر از حرفهای بزرگ

دل نوشته ها

برای کسانی که حال آدم‌های دنیا را خوب می‌کنند

تماشا کردن تلویزیون، کلاً جزو علاقمندی‌های من نیست. و فقط معمولاً شاید به عنوان یک بک گراند زندگی، با بعضی کانال‌ها و برنامه‌های‌شان آشنایی دارم. اما یکی از معدود برنامه‌هایی که حتماً هر بار با دقت و علاقه پایش می‌نشستم و  حتی برای نگاه کردنش میخکوب میشدم و از دیدنش بینهایت لذت می‌بردم، America’s Got… ادامه مطلب برای کسانی که حال آدم‌های دنیا را خوب می‌کنند

نوشته های من

رویاهای کابل و پسر افغان

توی چند روز اخیر چندین بار به یکی از پادکست‌های GGSC Podcast – که متمم در اینجا: یک پادکست برای زندگی بهتر، شادتر و بامعناتر ما رو باهاش آشنا کرد – گوش کردم. پادکست قدرت بیان عواطف عمیق. این پادکست و موضوعی که بهش می‌پرداخت رو دوست داشتم. سلیمان، خواننده و رهبر یک گروه موسیقی… ادامه مطلب رویاهای کابل و پسر افغان