درخششي از نور يك كتاب, مطالب الهام بخش

“در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما نه بی تفاوت” | تکه‌هایی از یک کل منسجم

توی این روزها دارم کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم از پونه مقیمی رو میخونم و از خوندنش لذت می‌برم. امروز به تکه‌ای از کتاب رسیدم و حس کردم که چقدر برای شرایط امروز ما مناسب هست. گفتم اینجا بنویسمش و بتونیم اینجا با هم بخونیمش: *** در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما… ادامه مطلب “در برابر حقایق زندگی تسلیم باید بود اما نه بی تفاوت” | تکه‌هایی از یک کل منسجم

دل نوشته ها, نوشته های من

چگونه رنج بکشیم | کتابی کوچک، پر از حرفهای بزرگ

کتاب چگونه رنج بکشیم نوشته‌ی کریستوفر همیلتون (با ترجمه سما قرایی) – از مجموعه کتابهای مدرسه زندگی آلن دو باتن –  یکی از کتابهایی بود که در چند ماه اخیر خواندم و باید بگویم که اگر چه کتابی کوچک بود، اما حرفهای بزرگ زیادی داشت و از خواندنش بسیار لذت بردم. موضوعی که در حین… ادامه مطلب چگونه رنج بکشیم | کتابی کوچک، پر از حرفهای بزرگ

درخششي از نور يك كتاب, نوشته های من

هزار خورشید تابان | کتابی که از خواندنش بسیار لذت بردم

لیلا به او [پدرش] نزدیک‌تر شد و سرش را روی سینه‌ی او گذاشت. به نظر می‌رسید بابا کمی‌جا خورده است. بر عکس مامان، او به ندرت محبت خود را بروز می‌داد. بوسه‌ای روی موهای لیلا زد و به طرز ناشیانه‌ای او را در بغل گرفت. برای لحظاتی در همین حال باقی ماندند و درّه‌ی بامیان… ادامه مطلب هزار خورشید تابان | کتابی که از خواندنش بسیار لذت بردم

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

رمزگشایی از خرده اطلاعاتِ موجود در اضطرابها، راهی برای دستیابی به آرامش – اشاره به کتاب آلن دو باتن

اگر کتاب آرامش آلن دو باتن از مجموعه کتاب‌های مدرسه زندگیِ آلن دو باتن (که قبلا هم در این وبلاگ از برخی دیگر از کتابهای این نویسنده حرف زده ام (+)) را خوانده باشید (یا بخوانید)، متوجه شده‌اید (یا متوجه می‌شوید) که اضطرابهایی که گاه و بیگاه در زندگی گریبان‌مان را می‌گیرند در واقع، حاوی… ادامه مطلب رمزگشایی از خرده اطلاعاتِ موجود در اضطرابها، راهی برای دستیابی به آرامش – اشاره به کتاب آلن دو باتن

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم

“ما می‌توانیم – و باید – بهتر عمل کنیم” (درباره‌ی کتاب «نوپای ناب» اریک ریس)

پیش نوشت: عنوانِ این پست، از بین جملات اریک ریس، از کتاب نوپای ناب انتخاب شده است. چند وقت پیش – بعد از اینکه با کتاب نوپای ناب یا The Lean Startup در متمم آشنا شدم – این کتاب را خریدم و شروع به خواندن کردم و از خواندنش لذت بردم. اما نیاز داشتم برای درک و یادگیریِ… ادامه مطلب “ما می‌توانیم – و باید – بهتر عمل کنیم” (درباره‌ی کتاب «نوپای ناب» اریک ریس)

درخششي از نور يك كتاب, دوست داشتنی ترینها برای من، در هفته ای که گذشت, نوشته های من

دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

چند وقت پیش، همان‌طور که در کانال هم نوشته بودم، وقتی دنبال یکی از کتاب‌های  مورد‌نظرم در کتاب‌فروشی می‌گشتم، چشمم به کتاب کوچکِ جویده‌شده‌ای افتاد؛ فرمین، موش کتاب‌ خوان که از خلاقیتی که –  در تناسب با عنوان و مضمون کتاب –  در جلد آن به کار رفته بود، بسیار لذت بردم، و در یک لحظه مِهر… ادامه مطلب دوستِ خوبی بود فِرمین، موش کتاب‌خوان

با خواندن کتاب، زندگی خود راتغییر دهیم, درخششي از نور يك كتاب

من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

یکی دو روز پیش، از موضوعی، دلم گرفته بود و در همون حین، اتفاقی به متن کوتاهی برخوردم که باعث شد تا چند لحظه کاملاً سر جای خودم میخکوب بشم! از: من او را دوست داشتم! آنا گاوالدا – قبل از اینکه اون متن رو برای شما بنویسم، میخوام یه سوال ازتون بپرسم و شما… ادامه مطلب من او را دوست داشتم! – آنا گاوالدا

درخششي از نور يك كتاب

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی ماجراهای تن تن و میلو، برای خیلی از ما دوست داشتنی و خاطره انگیز هست. ماجراهای تن تن در آن روزها؛ با داستانهای خرچنگ پنجه طلایی، تن تن در تبت، تن تن در کنگو، سیگارهای فرعون، عصای اسرارآمیز، کوسه‌های دریای سرخ، تن تن و پیکاورها، جواهرات کاستافیوره،  و… ادامه مطلب تن تن، دوست دوست داشتنی دوران کودکی

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی) .  «ناتانائیل»، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.  همان دم که مخلوقی نظر مارابه خویشتن منحصر کند ما را از خدا بر می‌گرداند.  دریغا که نمی‌دانیم هم چنان که در… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (مائده‌های زمینی)

درخششي از نور يك كتاب

درخششی از نور یک کتاب (زهیر)

درخششی از نور یک کتاب (زهیر) اوایل بهار بود، اما هوا هنوز خیلی سرد بود. با این وجود به هوای تازه احتیاج داشتم. این همه داستان سرایی برای چه؟ زندگی من و اِستِر به آن شکل نبود که در صحبتم گفتم: مثل دو ریلِ مستقیم و همسو نبودیم که همیشه کنار هم باشند و رفتارشان… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (زهیر)