— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (داستان‌های بی ملاک)

درخششی از نور یک کتاب (داستان‌های بی ملاک) این داستان : عکاس بامعرفت آن که از در عکاسخانه وارد شد، و با لحنی عوامانه و گرم سلام کرد، مردی سی و چند ساله بود که کلاه مخملی اش را تا بالای گوشش پایین کشیده بود. صورتش برق می‌زد و بوی بساط سلمانی‌ها را می‌داد. یخه… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (داستان‌های بی ملاک)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد)

ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد … و بعد، دیشب صدای نواختن پیانوی زنی را شنیدم. به گونه ای فوق طبیعی می‌نواخت، به شیوه ای که پیش از این به ندرت شنیده ام. همان طور که به موسیقی گوش می‌دادم، به تمامی‌آنانی فکر می‌کردم که برای ساختن این سوناتها، پرلودها و آداجیوها رنج کشیده اند. وقتی این… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب – همه ی نامها

همه ی نامها در تخم مرغ، مقدار کمی‌سوسیس خردشده، کمی‌نمک، و روغن داغ شده در ماهیتابه، شاید تنها غذایی بود که می‌توانست درست کند. اغلب به خوردن کنسرو قناعت می‌کرد. پس از اینکه غذای آماده شده را چهارگوش برید، به آرامی‌شروع به خوردن کرد. آرام نه از این جهت که غذای خوشمزه ای را می‌خورد… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب – همه ی نامها

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (شیطان و دوشیزه پریم)

درخششی از نور یک کتاب (شیطان و دوشیزه پریم) ” … در غروبی که منظره آن، نفس را در سینه تماشاگر حبس میکرد، در دل تک تک انسان‌ها در آن ساحل زیبا ترس وجود داشت: ترس از تنها ماندن، ترس از تاریکی که تخیل را مملو از شیاطین می‌کند، ترس از انجام کاری که در… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (شیطان و دوشیزه پریم)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه) عشق نیرویی است که روح این دنیا را دگرگون می نماید و آن را به جلو هدایت میکند. عشق مانند یک دام است. وقتی که سر راه مان قرار می گیرد، تنها خوبی آن را می بینیم و نه دشواری‌ها پنهان در پس آن را. شجاع باش، توان… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (پنجمین کوه)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (رزم آور نور-۱)

درخششی از نور یک کتاب (رزم آور نور-۱) رزم آور نور شکست را می‌شناسد. شکست را بی ارزش نمی‌انگارد و نمی‌گوید: “خوب، این موضوع خیلی مهم نیست” یا “راستش را بگویم، خیلی هم دلم نمی‌خواست موفق شوم”. او شکست را چون شکست می‌پذیرد، بی آن که بکوشد آن را به پیروزی مبدل کند. تلخی زخم… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (رزم آور نور-۱)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (بتهوون)

بتهوون بتهوون مظهر قهرمانانه ترین نیروی هنر مدرن است. او بزرگترین و بهترین دوست همه ی آنان است که رنج می‌برند و پیکار می‌کنند. همچنانکه تاریکی شب فرا می‌رسد، توفان خیز بر می‌دارد. اینک ابرهای سنگین برآماسیده که پرتو سیاه شب را بازتاب می‌دهد و آبستن توفان است. توفان آغاز: «سمفونی نهم»   یکباره، در اوج… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (بتهوون)

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (چرم ساغری)

درخششی از نور یک کتاب (چرم ساغری) “… گوش کنید، در آن زمان من هم مثل شما بینوایی بودم، برای یک لقمه نان گدایی کردم. با این همه به سن صد و دو سالگی رسیدم و میلیونر شدم: ثروت را بدبختی به من بخشید و نادانی به من تعلیم داد. حالا یک راز بزرگ زندگی… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (چرم ساغری)

— درباره یک كتاب —

دوستی از نگاه جبران خلیل جبران

این، یکی از زیباترین متن‌هایی است که تاکنون در مورد دوستی خوانده ام:   آنگاه جوانی گفت ای حکیم مهربان از دوستی سخن بگوی. پیامبر گفت: دوست شما همان دعای شماست که مستجاب شده است. مزرعه ی شماست که در آن با عشق دانه می‌کارید و با شُکر درو می‌کنید. سفره ی طعام و شعله… ادامه مطلب دوستی از نگاه جبران خلیل جبران

— درباره یک كتاب —

درخششی از نور یک کتاب (شازده کوچولو)

درخششی از نور یک کتاب (شازده کوچولو) … اگر این جزئیات را درباره سیاره استروئید  بی-۶۱۲ برای تان نقل کردم و شماره اش را نیز برای تان فاش ساختم، به خاطر بزرگساالان است. آخر بزرگسالان شیفته ارقام و اعدادند! هنگامی‌که درباره دوست جدیدی با آنها صحبت می‌کنید، آنها هرگز سوالاتی درباره نکات اساسی از شما… ادامه مطلب درخششی از نور یک کتاب (شازده کوچولو)